تبليغاتX
کمیته علمی مدیریت دولتی
 
   
     
 
 
  فهرست مقالات بخش مدیریت سایت دانشجو :

جهت مطالعه مقالات به بخش زیر مراجعه فرمایید :
مقالات مدیریتی

نظام های حقوق و دستمزد در اصول مدیریت
کنترل کیفیت (QC(QUALITY CONTROL
سازمان متعالی
سازمان هاي يادگيرنده
سازمانهای موفق
مديريت و ارتباطات
سيستمهای اطلاعات مديريت
منطق فازی
سير تحولات نظريه هاي سازمان و مديريت
شاه ‌كليد كنترل تورم در ايران
مدیریت ارتباط با مشتری (crm)
Erp سامانه تخصیص منابع سازمانی
مقايسه گرايش اقوام ايراني به سبک هاي مديريت
مدیریت استرس
کاربرد روانشناسی در اقتصاد و مدیریت
مدیران آینده نگر
مديريت؛ واژه اي نه چندان نرم
آمار سرمایه گذاری های خارجی در ایران
شهر الکترونیک
تفاوت رهبری و مدیریت
فناورى اطلاعات: فرصتى براى جهش
محیط کار متعالی
اصول مدیریت ژاپنی (اصول مدیریت ژاپنی :)
فلسفه مدیریتی
یورش فکری
نقش سازمانهای غیر دولتی در کاهش خسارتهای ناشی از زلزله
آشنايي با نظام «پنج اس»
رفتار شناسی
تمرکز روی هدف
برنامه ريزي
روند تکامل مدیریت
مدیریت مصرف
اعتماد به نفس
اشتباهات مديران منابع انساني
مديريت تجارت الکترونيک(E-Commerce )در سازمان
جهانى سازى و ارتباطات: تأ ملى بر ضرورت همكارى منطقه‌اى
تولید ناب
پارادايم هاي مديريت برتر در هزاره سوم
تغييرفرهنگ سازماني

مديريت انگيزش، كاركنان برانگيخته
اين درست‌ترين شكل دموكراسي است
مدیریت ارتباط با شهروند
دولت الکترونیک
مدیریت فروش موفق
تاریخچه تعاون در ایران
چالش ها و تنگنا های مدیریت و بازیابی اطلاعات
اضافه کاری و اثرات مخرب آن در سازمانها
Sms ابزار نوین بازاریابی بانکی
زمانسنجی
روابط عمومی در جهان شبکه ای
فرهنگ سازمان یا آینه!؟
چهار بعد انسان کامل
اصول ارتباطات
اجرای Mis کاربرپسند
فساد اداري
آشنایی با نظام 5اس
گفت وشنود مدیریتی
شهر الکترونیک
رابطه كارآفرین و ثروت
رابطه مالیات و تقاضا
ویژگی های یك سازمان خلاق
مدیریت فرایندها
شناخت مبانی مدیریت تغییر
برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه خدمات برون‌کتابخانه‌ای
موانع تکوین دولت مدرن و توسعه اقتصادی در ایران
نظامهای مالی و پولی
تاملی در بدفهمی های اقتصاد ایران
نقش بیمه در اقتصاد
زنان بازار كار را تغییر می‌دهند
چالشهای مدیریت در سده 21
مدیریت خود
اعجاز مدیریت فكر در موفقیت!
مدیریت روابط عمومی
مدیریت تحول سازمانی
برنامه ریزی فعالیتها Planning activities
خانه خود را «خوب» مديريت كنيم
زنان مدیران موفق یا مشاوران مجرب
برآورد زمان Estimating time
انتخاب کانال Choosing channels

در حال تکمیل ....
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
  دولت الکترونیک و روند آن در ایران

يكي از مهم‌‌ترين مقولات در جامعه اطلاعاتي، مسئله دولت الكترونيك است. دولت الكترونيك به معناي فراهم كردن شرايطي است كه دولت‌ها بتوانند خدمات خود را به صورت شبانه روزي و در تمام ايام هفته به شهروندان ارائه كنند.

اين امر در سال‌هاي اخير به طور جدي در دستور كار دولت‌ها قرار گرفته است و دولتمردان هوشمند نيروهاي خود را در راه تحقق چنين شرايطي بسيج كرده‌اند و درصدد برآمده‌اند كه فرآيندهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي را با كمك فناوري نوين ارتباطات و اطلاعات اصلاح كرده و از اين طريق به شيوه كارآمدتري به ارائه خدمات به شهروندان بپردازند.

در حقيقت، به كارگيري و گسترش دولت الكترونيك غالبا در جهت انجام تغييرات در فرآيندهاي دولتي نظير تمركززدايي، بهبود كارايي و اثربخشي است.
اصولا تعريف واحدي در باره دولت الكترونيك وجود ندارد و اين مسئله ناشي از ماهيت پويا و متغير فناوري است.
امروزه به استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود كارايي و اثربخشي، شفافيت اطلاعات و مقايسه پذيري مبادلات اطلاعاتي و پولي در درون دولت، بين دولت و سازمان‌هاي تابعه آن، بين دولت و شهروندان و بين دولت و بخش خصوصي دولت الكترونيك اطلاق مي‌شود.


ما كجاييم؟
دولت الكترونيك در ايران با وجود آن كه هنوز متولي مستقلي ندارد، اما در بعضي حوزه‌ها فعال است. قريب به 1000 سايت دولتي ايران با وجود همه كاستي‌ها و نقص‌هايي كه در اطلاع‌رساني ديجيتالي رسمي در وب وجود دارد، بخشي از روابط عمومي ديجيتالي كشور را به دوش مي كشند.
دفاتر دولت الكترونيك كه در استان‌هاي مختلف كشور راه‌اندازي شده است، خدمات مختلف انتظامي و ثبتي را انجام مي‌دهند و اين خود يك گام به جلو در ارائه خدمات به شهروندان الكترونيكي ايران است.
اعطاي ده‌ها ميليارد تومان تسهيلات از طريق طرح تكفا به بخش خصوصي در جهت تقويت زيربناي اقتصادي و علمي بخش خصوصي در حوزه‌اي تي، خود تاثير غيرمستقيمي در گسترش دولت الكترونيك در ايران دارد.
با اين وجود، دولت الكترونيك ما با رويه‌هايي كه در كشورهاي غربي حاكم است، از عقب ماندگي ساختاري و اجرايي رنج مي برد كه قطعا عزم ملي و ايجاد طرح جامع در اين راستا، مي تواند در چشم‌انداز بيست ساله كشور، مشكل‌گشاي بسياري از موانع پيش روي باشد.


خلق دولت الكترونيك

يكي از مهم‌ترين فرصت‌هايي كه فناوري‌هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي را پيش روي ما قرار مي‌دهند، امكان استفاده از اين فناوري براي مهندسي مجدد معماري دولت و قابل دسترس‌تر، كارآمدتر و پاسخگوتر ساختن آن است.
استفاده از اين نوآوري‌ها در فرآيند اداره امور جامعه، موجب پديدار شدن واقعيتي به نام دولت الكترونيك شده است.
امروزه عوامل مختلفي دست در دست يكديگر داده‌اند تا دولت‌ها را وادار به تجربه شكل جديدي از اداره جامعه بكنند.
انتظارات افراد در مورد خدمات و محصولات و نيز نحوه و كيفيت ارائه آن به طور روزافزون در حال تغيير است و دولت نيز بايد پاسخگوي اين نيازها و انتظارات باشد. آنان خواهان اين هستند كه ساعات كار موسسات دولتي افزايش يابد و هر زمان كه خواستند بتوانند كارهاي خود را انجام دهند، در صف‌ها معطل نشوند، خدمات باكيفيت تري دريافت كنند، خدمات و محصولات ارزان تري به دستشان برسد و مواردي از اين دست كه پاسخگو‌ترين شكل دولت براي اين انتظارات در حال حاضر دولت الكترونيك است.
دولت‌ها همچنين براي جذب سرمايه، كارگران ماهر، گردشگران و ساير موارد با يكديگر در رقابت هستند و بدين منظور به امكانات جديدي نياز دارند كه دولت الكترونيك اين امكانات را فراهم مي‌كند.
دولت الكترونيك براي كيفيت خدمات رساني به شهروندان، فرصت‌هاي خوب زيادي را ايجاد مي‌كند. شهروندان قادرند به جاي چند روز يا چند هفته ظرف چند دقيقه يا چند ساعت اطلاعات يا خدمات مورد نظر خود را دريافت كنند.
شهروندان، شركت‌ها و سازمان‌هاي وابسته به دولت مي توانند بدون استخدام وكلاي دادگستري و حسابداران گزارش‌هاي خواسته شده را دريافت كنند.
كارمندان دولت مي توانند به سادگي و به صورت كارآمد مانند كاركنان دنياي تجارت امور خود را انجام دهند.
يك استراتژي موثر در زمينه استقرار دولت الكترونيك به بهبودهاي قابل ملاحظه‌اي از قبيل موارد ذيل در دولت منجر خواهد شد؛
تسهيل خدمت رساني به شهروندان
حذف رده‌هايي از مديريت دولتي (كوچك سازي اندازه دولت)
تسهيل اخذ اطلاعات و خدمات توسط شهروندان و شركت‌ها و همچنين سازمان‌هاي وابسته به دولت
تسهيل فرآيندهاي كاري سازمان‌ها و كاهش هزينه‌ها از طريق ادغام و حذف سيستم‌هاي اضافي و موازي
نمادهاي مورد استفاده در دولت الكترونيك
نمادهاي دولت الكترونيك نشان دهنده اين است كه يك دولت الكترونيك مي تواند بخش‌ها و افراد را با يكديگر مرتبط سازد
G2C GOVERNMENT TO CITIZEN (تعامل ميان دولت و شهروندان): مهم‌ترين و گسترده ‌ترين نوع كاربرد دولت الكترونيك، رابطه دولت با شهروندان و بالعكس است. اين رابطه شامل اخذ اطلاعات از سوي شهروندان از سازمان‌هاي دولتي و ارائه خدماتي از سوي دولت به شهروندان به شيوه الكترونيك است G2G GOVERNMENT TO GOVERNMENT (تعامل ميان سازمان‌هاي دولتي): در اين نوع رابطه، سازمان‌هايي كه در زمينه‌هاي مختلف به اطلاعات نياز دارند، مي‌توانند از طريق شبكه‌هاي موجود به اين اطلاعات دسترسي يافته و خدمات خود را سريع تر به شهروندان ارائه كنند.
BUSINESS G2B GOVERNMENT TO (تعامل ميان سازمان‌هاي دولتي و بخش خصوصي): اين نوع رابطه، اولين رابطه‌اي بود كه توسعه پيدا كرد كه در اين راستا پرداخت ماليات، اخذ آمار و اطلاعات ، ارائه تسهيلات و نحوه اخذ مجوزهاي مختلف محتواي اين نوع تعامل را شكل مي‌دهد.
G2E GOVERNMENT TO EMPLOYEES ( تعامل ميان دولت و كارمندان دولت): اطلاعات پرسنلي كاركنان، دريافت خدمات پرسنلي و ساير اطلاعات قابل مبادله ميان سازمان‌هاي دولتي و كاركنان دولت در اين چارچوب قرار مي گيرند.
اين چهار نوع كاربرد، ستون‌هاي اصلي دولت الكترونيك تلقي مي‌شود و در واقع اين ارتباطات است كه روح دولت الكترونيك را تشكيل مي‌دهد.

  ادامه مطلب
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
  سال نو - 1387 - مبارک !
با عرض سلام و تبریک به مناسبت سال نو خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان عزیز صمیمانه از خدای بزرگ پیروزی و سعادت و موفقیت بیشتر آرزومندم.
بیاییم در این روزهای بیادماندنی خودمون رو دقیق بکاویم و بدونیم کی هستیم و چه رسالتی در این جهان به عهده داریم و برای تکامل انسانی خود چه باید بکنیم.
به آرزوی سالی پربار برای شما - علی نامدار



اساس اشتقاق نوروز يا نو و روز

عبدالرحيم بهروزيان

آنگاه كه در پگاه نخستين بامداد از نخستين روز سال نو نقاب شب از پرده آسمان فرو مي افتد و خورشيد درخشان رخساره دلرباي خود را برگيتي و باشندگان آن مي نماياند و آنگاه كه نخستين نسيم بامداد بهاري با بوي خوش نو گلان نو شكفته آذين بخش گستره سبز چمنزارها و مرغزارهاست و غنچه هاي به ناز آرميده در پرنيان سبز نو برگ ها به بانگ و ترانه مرغان به بزم رفته در اوج آبي آسمان نرم نرمك ديده مي گشايند، نوروز، روز نو، روز تازگي و طراوت، روز تولد دوباره گيتي اغاز مي شود، روزي كه تعلق خاطر طبيعت با رنگ سبز است و هستي مفهومي از ميلاد

آيين و جشن ديرپاي نوروز به عنوان بزرگترين جشن ملي ايرانيان در اصل يكي از دو جشن بزرگ آرياييان باستان - در كنار جشن مهرگان است. پيرامون اين آيين كهن و ديرينه تا كنون بسيار گفته و نوشته شده و از ديدگاههاي گوناگون به ماهيت، اصل و اساس و منشا آن پرداخته شده و در حوزه هاي گوناگوني از قبيل داستان هاي ملي و مردمي،ديني اسطوره شناختي ( و تاريخي ) ، فرهنگ عامه و ... توصيف و تفسير گرديده است. در واقع نوروز فراتر از هر گونه وابستگي ديني و اعتقادي، طبقاتي و فردي و .. متعلق به هر فرد دست كم ايراني در هر لباس و مقامي است و بي ترديد راز پايداري آن هم در همين است.

در اين مقاله قصد بر آن است تا از نگاه زبانشناسي- يا بهتر است گفته شود واژه شناسي تطبيقي دو واژه نو و روز كه ساختار نوروز است در زبان ها و گويش هاي مختلف بيان و بررسي شود. باتوجه به اينكه فارسي شاخه اي از زبان هاي ايراني و ان هم شعبه اي از ايراني كهن و خود شاخه اي از هند و آريائي و اين هم به نوبه خود از شعبه هاي مهم هند و اروپايي مادر است، در ذكر وبيان شواهد، اين سلسله و ترتيب رعايت مي شود.

1- نو :

پهلوي زردشتي ( CPD.61) nog نو تازه جديد ، nog-roz نوروز ، (ag) nog=zad نوزاد، فارسي ميانه مانوي (WMP.63) nwg نو ، nwg-mh ماه نو پارتي ميانه مانوي (ib.63) nwg نو سغدي مانوي( قريب 6188) nwyyبودايي ( 6115)nwyمانوي، مسيحي ( 6018) ( h) nwy نو مسيحي (6125) nwc( 6172) nwy نو ، نوين ( 6187) ( nwy(t) نو مذهبان، غسل تعميدشدگان، نوشدگان، مانوي( 6130) nwgrwc نوروز( 5825) nwsrdyc ماه اول سال ( بيروني: نوسرد)، ( 6183) nwym( 5828) my nwy( 5830) nwyswncmy ماه نو ختني س( DKS.176) - navaka نو آموز، نوچه ، ( 189) nuvaraنو ( 193)nauha نو nauha-salye سالنو سغدي مانوي ( 7788) ptnwk(w)ptnwy(y) دوباره از نو مسيحي ( 6108) nwqrqy نوآوري، تجديد نظر اوستايي ( AIW.1044) nava نو ، تازه ، جديد nava.mahya-(1046) ماه نو ، پشتو nawai نو شغني naw,nuيزغلاميnugسريكلي nujارموري nyow,nuwپراچي no نو يدغه اي nowoyoسنگيچي nuwok نو nauroz(a) نوروز آسي ديگوري، ايروني nog,nuog,nauag نو ارمني عاريتي nauasard نخستين ماه سرياني عاريتي nausard-a انگور زودرس nausarder نخستين يكشنبه سال نو ، آرامي عاريتي nwsrdy سال نو ايغوري عاريتي nwsroyc ماه اول سال .

هند و آريايي nava- ( Turner,6983) } نو، جوان برنا navaka نو پالي navanavaka- نو اشوكن nava نو پراكريت na(v)a نو دماكي nama نو اشكون nunaويگالي nugeدمكي nu(w)aپشه ، دره اي نو نو لورواني ( پشه اي ) nungaو گلي noga نو آرتي ( پشه اي ) nago و تپوري nunga نو خوري Noy نو نخستين روز هر ماه قمري ، گلشه اي رمبوري nhok نو بشكريم nim , nam ( مونث ) توروالي ( دردي ) nam نو nem( مونث ) ماه نو فلوره اي( دردي ) nawnو nao نو شينايي( دردي) گلگتيnaii,nauwo,navu( مونث) نو كوهستاني ، گوريسي na نو كشميري novسندي nao( مذكر ) نخستين خورش غلبه جديد ( اولين برداشت فصل) لهندايي nava نو آوانكاري ( لهندايي) navva نو lava جوان پنجابي nava نو بهاري غربي جونساريno نو بنگالي na جوان nal گوساله ماده آريايي lua,nua نو، جوان اودهي nava نو لخيمپوري nai نو هندي nai, nawa( مونث) مارواني navo نو گجراتي navuمراتي navaكنكني nave نو سنهالي navaنو جوان

هند و اروپايي مادر ( pok.ii.324) neuios,neuos نو ، تازه جديد سنسكريت nava نو ( = اوستايي - nava) نو يوناني neos، لاتين novusنو ليتواني كهن navasپروسي كهن يوناني nelosگالي ( اسپانياني كهن ) novio,dunum, nevio شهر نو شهر جديد ، ( معادل: فارسي: نوشهر ، انگليسي، new- cityآلماني ، neuen-burg) ايرلندي كهن ، كيمري newyddگتيniujis نو ايسلندي كهن nyrژرمني علياي كهن، سكسوني كهن niuwiانگلوسكسوني nlweو novare نو ليتواني naujasنو ، يوناني nearosارمني norنو يوناني neaoلاتين novare نو،نوار كردن ، تازه كردن آلماني erneuenدر فارسي نوار ( navar) در تركيب: نو نوار ) ، يوناني neoter= لاتين novitas تازگي، طراوت، جواني، سنسمريت - navina نو يوناني ، لاتين novicius نو،نو آموز، روسي novikz نو آموز.

در برخي زبان هاي زنده: انگليسي new( انگوسكسوني neowe) فرانسه nouveau، neuf نو آلماني neu نو انگليسي neoفرانسه neoآلماني neo نو ( در تركيب )، انگليسي neonآلماني neuenانگليسي neotericو misoneismانگليسي aneroid بي آب، خشك بنابر اين neronآب فرانسه aneroideانگليسي novaفرانسه nouveauانگليسي novelفرانسه nouveleآلماني novelleانگليسي novellynoviceفرانسه noviceانگليسي novercal, renovate, innovate نامادري ( لاتين noverca زن پدر، نا مادري، در اصل به معني زن نو، مادر نو ).

درفارسي نو با تركيب هاي گوناگون آن و ريشه neuios, neuesدر هند و اروپايي مادر) با واژه نون و جزء دوم واژه اكنون و نيز جزء دوم در واژه هنوز ( ha-nu-zپهلوي زردشتي ahanuzهنوز ) و در هند و اروپايي ريشه با يكديگر خويشاوند و از يك خانواده اند از نظر معني شناختي) نيز نو نو صفت ذاتي زمان حال است به عبارتي هر زمان حال و كنوني ويژگي نوين بودن رادرون خود دارد. به ديگر سخن ماهيت نو بودن تنها رد چار چوب زمان حال است كه مفهوم پيدا مي كند و بنابر اين نو و زمان حال دو تعبير از يك كالبد و پيكر است براي درك اين موضوع به نقل تفضيلي چند واژه پرداخته مي شود فارسي : نون ( nunاكنون حالا، الان ) اكنون ( جزء دوم) هنوز ( جزء دوم ) و پهلوي زردشتي ( Mpii143CPD61) اكنون ، نوين، CPD6ahanuzهنوز ( Npii10) ahanun-icاكنون هنوز فارسي ميانه مانوي ( WMP63) اكنون hnwn0cهنوز hnwnاكنون يهوديي فارسيnwnسغدي بودايي مانوي ( قريب 6135) مسيحي ( 6136) nwqrبوداييnwrcyq(6143) اكنون اوستايي nu( Aiw.1088Sq) بودايي پارسي باستان nuran( kent194) اكنون خورزمي nwrاكنون يغنابي nur، اشكون napocere پسين پريروز، چهار روز پيش هندو واروپايي مادر ( pokii340) اكنون سنسكريت nu,nu اكنون ( = اوستايي nuيوناني nu) nutana كنوني، حال نو، نوجوان، برنا ، nunamآكنون از حالا، از اين به بعد ، ليتواني nunai اكنون اسلاوي كهن nyneژرمني كهن neujaانگلوسكسوني nuانگليسي nowالمانيnun اكنون.

2. روز

پهلوي زردشتي ( CPD.72) roz روز مشتقات rozag روزه rozgar زمانه، روزگار. روزي roz-saban روز و شب شبانه روي ، rozwarag روزانه فارسي و پارتي ميانه مانوي روز فارسي ميانه مانوي rwzروز rwcyst, rwcدرخشيدن ، rwcgدرخشان، rwcgروزه پارتي ميانه مانوي، درخشيدن، روشن شدن، از ديگر مشتقات اين ريشه ، واژه روشن با مشتقات و تركيبات آن در فارسي است:

پهلوي زردشتي ( CPD.72) روشن : روشني ، مشتقات ديگر rosn,rosnagآشكار rosngar روشنگر پازند روشن پارتي كتيبه اي (GIPP.63) Rwsn اسم خاص فارسي و پارتي ميانه مانوي ( WMp.79) روشن درخشان rwsn نور پارتي ميانه مانوي rwsngr روشنگر rwsnxw جهان روشني روشني ، روشنايي ، فارسي ميانه مانوي ( rwsnygr(80)) rwsnyh روشني فارسي و پارتي ميانه مانوي rwsnshr ايزد روشن هر سومين فرستاده ، سغدي بودايي ( قريب، rwysn(8571)rywsn-( 8598)بودايي روشني ، درخشش، مانويrwxsnyromn(8605)بودايي rywsny( 8484 روشنگر - ( = ژرمني عليا كهن lougانگوسكسوني lieg، ايسلندي كهن leygrاسلاوي loka,lucz جا، مكان ( = لاتين lucusليتواني laukas ميدان ، حوزه، ژرمني علياي كهن loh حوزه،ميدان rocaدرخشان ( يوناني leukos) ليتواني laukas) ruca روشن ( = يوناني amfi-luke, luko- fosكيمري am- lwgايسلندي كهن شعله نور روشني، درخشش ( = پروسي كهن luckis) افروختن روشن كردن كيمري llug درخشش، درخشندگي ايرلندي كهن luchair در خشش ، برق ، luaichtide درخشان، locharn, luacharn چراغ، فانوس،، كيمري ايرلندي كهن locheكرنوالي lugarn برق درخشش گالي loucetius ,leucetius لقب مارس ايرلندي كهن loche آذرخش كيمري lluched ، كرنوالي golowنور كميري lleuad ماه گالي luguدر lugoues- lugudunumگتي ، liuhap نور ، ژدمني علياي كهن ، سكسوني كهن، liohtآلماني نو lichtروشن روشني ، انگوسكسوني leoht نور، روشني ، گتي lauhatjanآلماني نو درخشيدن ژرمني علياي كهن lohazzen lougazzen شعله ور شدن انگلوسكسونيliegetu برق آذرخش ژرمني علياي كهن loug,laucانگلوسكسوني liegايسلندي كهن leygr شعله آتش logiفريسي كهنloga شعله ايسلندي كهن lokiخداي آتش ، ژرمني علياي ميانه hohe شعله ايسلندي كهن ljomi، سكسوني كهن liomoانگلوسكسوني leoma درخشش، گتيlauhmuni شعله آذرخش انگليسي نو Levin آذرخش ، ايسلندي كهن logn سكوت، ljori نور، لوله دودكش پشت بام، نروژي ljor شكاف ابر ، ljora صاف شدن ايسلندي كهن ljos نور lysa درخشيدن، روشن شدن انگلوسكسوني lioxan,lixan درخشيدن ليتواني laukas,luckis فضاي باز، اسلووني lucنور روسي lucz شعاع، پرتوه، luca تراشه چوب كاج ، چچني louc درخت كاج اسلاوي lunaماه، ايرلندي ميانه loch سياه كيمري llwg زرد تيره، llug سياه ( بي درخشش، بي نور ) ، ايرلندي كهن lon طرقه، چكاوك، ژرمني علياي كهن listera چكاوك، طرقه تخاري(ب) نگريستن، ديدن، يوناني leussoديدن كيمري go-lwgديدن ليتواني laukti, laukia زير نظر داشتن، مواظب كسي بودن، lukestis انتظار داشتن، لتوني lukut تماشا كردن، پروسي كهن laukit كاويدن، جستجوكردن، اسلووني lukati جاسوسي كردم، سنسكريت rusant روشن، سفيد، روسي lysyj گل كچل انگليسي كهن liht,leohtروشنايي، نور، انگليسي light: لاتين lux روشني، انگليسي lux,lucy,lucina,Luciferفرانسهlucie,Luciferلاتين lumen روشنايي، نور، انگليسي luminos, lumen,limnفرانسه، luminaire,lumiereلاتينlustrumغسل،تطهير، انگليسي lustrum,lusterلاتين lucubrare زير نور چراغ كار كردن، انگليسي lucubrateلاتين luna ماه، انگليسي lune,lunar,luna,lunaفرانسه lunaireيوناني lussa ديوانگي، هاري، (ماخوذ از روشني، سرخي و گشادي چشمها در اين حالت)، انگليسي lytta,alyssumيوناني lukhnos چراغ، فانوس، انگليسيlinkو lychnis: ژرمني lugonدر نروژي كهن logi شعله ، آتش، انگليسي lokiلاتين lucernaچراغ ، انگليسي Lucerneفرانسه luzerneهندوآريايي ( Turner,10755) روشن محبوب، rukti(10756) روشني ruc درخشيدن، ruci-(10762) روشني زيبايي، حسن، پالي ruci روشني پراكريت ruiزيبايي (10763)rucita روشني خوري rost نور ، درخشش rosti روشني روز، روز روشن توروالي ( دردي) zut صبح بشكريت ret,red فردا، roca-(10831) درخشش، rocate(10832)درخشيدن، پالي rocati درخشيدنrocls-(10833)نور، درخشش، rocasپراكريت roi نور گوربتي ruc صبح ، پشه اي zoi-zalدرخت كاج، rocya-(10835) درخشان گوربتي rucو roc پگاه.


Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
 

ارزشیابی عملکرد انسانی

 

 

ارزشیابی عملکرد انسانی در رابطه با نحوه ی انجام کار مشخص در یک دوره ی زمانی معین، در مقایسه با استاندارد انجام کار و همچنین استعداد و ظرفیتها بالفوه فرد به منظور برنامه ریزی در جهت به فعلیت در آوردن آنها.

 

 

 

 

 

- مرا حل ارزیابی عملکرد کارکنان:

 

 

 

 

 

1- در مرحله ی اول باید هدف و منظور از ارزیابی عملکرد کارکنان معین شود.برای مثال، در سازمانی هدف اولیه از ارزیابی عملکرد تعیین نیازهای آموزشی کارکنان باشد و در سازمانی دیگر سنجش شایستگی افراد برای اتخاذ تصمیماتی درباره ی افزایش پرداختها یا ترفیع مقام.

 

2- در مرحله ی دوم، باید برای کارکنان کاملاً روشن نمود که در واگذاری کارها و وظایف چه انتظاری از آنها می رود .در این مرحله شاخصه ها و استاندارد های ارزیابی عملکرد به اطلاع افراد رسانده می شود.

 

3- در مرحله ی سوم عملکرد واقعی فرد در شغل اندازه گیری میشود.

 

4- این عملکرد ( آنجه انجام گرفته ) با استانداردهای عملکرد (آنچه باید انجام گرفت ) مقایسه می گردد.

 

5- نتایج حاصل از این مقایسه را با فرد در میان گذاشته و تصمیمات مقتضی اتخاذ می گردد.

 

 

 

- هدفهای ارزشیابی عملکرد کارکنان:

 

 

 

1- اندازه گیری عملکرد  2- بهسازی عملکرد  3- جبران خدمت: کمتر میکند تا میزان پرداختها متناسب با عملکرد باشد.  4- شناسایی نیروهای با لقوه : کسانیکه میتوانند نامزد ترفیعات بلند باشند ، می شناساند.  5- برنامه ریزی نیروی انسانی  6- بهبود ارتباطات

 

7- تعیین مسیر شغلی فرد  8- برنامه ریزی های انضباطی  9- ایجاد انگیزه

 

 

 

* در فرآیند طراحی نظام ارزشیابی باید مدیران و کارمنان و متخصصین امور کارکنان در تصمیم گیری هر یک از موارد زیر همکاری کنند :

 

1-محتوای سنجش 2- فرآیند سنجش 3- تعیین ارزیاب 4- تعیین معیار ارزشیابی 5- ویژگیهای اداری

 

 

 

1- محتوای سنجش :

 

1- کانون ارزشیابی

 

2- نوع معیار

 

3- شاخص های عملکرد 

 

 

 

1-1) کانون ارزشیابی : ارزشیابی میتواند انسان مدار یا کار مدار باشد .

 

1-2) نوع معیار: که میتواند شامل کیفیت کار ( در رابطه با اهداف ) – کمیت کار (کارهای انجام شده ) – مناسب و به موقع بودن – اثر بخشی هزینه ای ( صرفه جویی ) – نیاز به سر پرستی ( کارمند تا چه میزان وظایف خود را بدون مداخله ی سرپرست انجام می دهند.

 

1-3) شاخصه های سطح عملکرد: 

 

- صفات یا عبا رتهای توصیفی

 

- مقایسه های رفتاری

 

- محصول یا بازده به دست آمده

 

 

 

 

 

معیارهای ارزشیابی :

 

1- معیارهای کاری : شرایطی که برای انجام کار موفقیت آمیز لازم است.

 

 

 

2- معیارهای اخلاقی : صفات خمب انسانی

 

 

 

3- معیارهای ارزشی : ریشه در ایدئولوژی انسان دارد.

 

 

 

2- فرآیند سنجش :

 

  منظور نوع ابزارهای ارزشیابی ، کنترل خطاهای ارزشیابی و نوع مقیاس سنجش .

 

3- تعیین ارزیاب : 

 

  چه کسی باید ارزشیاب باشد .

 

4- تعیین معیار ارزیابی :

 

  چه چیزی باید ارزیابی شود؟ عملکرد یا خصو صیات شخصی  

 

 فرد ؟

 

5- ویژگیهای اداری :  

 

  1-5) تعداد و زمان ارزشیابی : معمولاً ارزشیابی یک یا دو بار در 

 

 سال و با فاصله ی زمانی برابر انجام میگیرد." مثلاًهر 12 ماه  

 

  یا 6ماه."

 

 

 

 

 

   2-5) وسیله ی جمع آو.ری داده های ارزشیابی : مثلاً استفاده از

 

 رایانه که هزینه های پرسنل و کارکنان دفتری و نیز کاغذ

 

 بازی را کاهش داده .

 

با تشکر از یکی از دوستان عزیز که این مطلب مفید را ارسال کرده اند.
 

 

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
  ضعف‌هاي‌ اقتصاد ايران‌

مشكل‌ ما نه‌ در اصل‌ پيوستن‌ به‌ جهاني‌سازي‌ اقتصاد، بلكه‌ در چگونگي‌پيوستن‌ به‌ آن‌ است‌ زيرا تجارت‌ بسياري‌ از كالاهاي‌ ساده‌ سرمايه‌اي‌، تحت‌كنترل‌ خريداران‌ عمده‌ خارجي‌ و شركت‌هاي‌ چند ملّيتي‌ است‌ و آنان‌ درتجارت‌ كالاهايي‌ نظير پوشاك‌، منسوجات‌، الكترونيك‌ و غير آن‌ نقش‌ اصلي‌را بر عهده‌ دارند. اين‌ شركت‌ها در بازار رقابت‌ ناقصي‌ كه‌ در آن‌ چندفروشنده‌ و خريدار عمده‌ نبض‌ بازار را به‌ دست‌ دارند، به‌ فعاليّت‌ پرسود خودمشغولند و اجازه‌ سربرآوردن‌ به‌ رقباي‌ جديد را نمي‌دهند و انتظار دارندكشور طرف‌ معامله‌شان‌، هيچ‌ گونه‌ ممانعت‌ و مزاحمتي‌ در تملّك‌ صنايع‌داخلي‌ براي‌ آن‌ها ايجاد نكند. اكنون‌ شركت‌هاي‌ چند ملّيتي‌ در بسياري‌ صنايع‌كشورهاي‌ تازه‌ صنعتي‌ شده‌، مثل‌ الكترونيك‌، ماشين‌آلات‌، تجهيزات‌ حمل‌ ونقل‌ و مصنوعات‌ فلزي‌، نقشي‌ محوري‌ دارند و مالك‌ بسياري‌ از كارخانه‌هاي‌اساسي‌ هستند. در چنين‌ فضايي‌، فكر آن‌ كه‌ هر چه‌ را بخواهيم‌ توليد خواهيم‌كرد و به‌ هر كجا كه‌ بخواهيم‌ صادر مي‌كنيم‌، نشانه‌ خام‌انديشي‌ است‌. به‌ سادگي‌مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ شركت‌هاي‌ چند ملّيتي‌، به‌ راحتي‌ مزاياي‌ تجارت‌ آزاد رابا دوستان‌ جديد خود قسمت‌ نمي‌كنند و بسيار بيش‌تر از آن‌چه‌ مي‌بخشند، از ماخواهند ستاند.
همچنين‌ به‌ سبب‌ فروپاشي‌ اردوگاه‌ شوروي‌ و پيوستن‌ كشورهاي‌ بلوك‌شرق به‌ سيستم‌ تجارت‌ آزاد، امروزه‌ بسياري‌ ملّت‌ها حضور شركت‌هاي‌ چندملّيتي‌ را به‌ آساني‌ مي‌پذيرند. به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ شركت‌ها شرايط‌ ظالمانه‌شان‌ رابر ملّت‌ها تحميل‌ مي‌كنند. سياست‌ توسعه‌ صادرات‌ نيز كه‌ توسط‌ كشورهاي‌تازه‌ صنعتي‌شده‌ آسيا تجربه‌ شده‌ است‌، به‌ سادگي‌ نمي‌تواند توسط‌ ديگركشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ تكرار شود. به‌ ويژه‌ به‌ دليل‌ وضعيّت‌ خاص‌ فرهنگي‌و اجتماعي‌ كشور ما، افكار عمومي‌ از فعّاليت‌ شركت‌هاي‌ فراملّي‌ استقبال‌نخواهد كرد و مديران‌ اين‌ شركت‌ها، فضاي‌ جامعه‌ ما را براي‌ فعاليّت‌هايشان‌امن‌ و آرام‌ تشخيص‌ نخواهند داد.
از اين‌ گذشته‌، اقتصاد ايران‌، داراي‌ نقطه‌ ضعف‌هايي‌ است‌ كه‌ بايد برايشان‌چاره‌اي‌ انديشيد. پيوستن‌ به‌ جريان‌ جهاني‌سازي‌ اقتصاد، اين‌ ضعف‌ها رابرطرف‌ نمي‌سازد و نمي‌توان‌ اين‌ گونه‌ از مزاياي‌ رقابت‌ بين‌المللي‌ بهره‌ برد.تاكنون‌ در عرصه‌ جهان‌، از ميان‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، تنها تعدادي‌ اندك‌توفيق‌ يافته‌اند كه‌ از وضعيّت‌ جديد اقتصاد جهاني‌، بهره‌برداري‌ كنند و جوامع‌صنعتي‌ نويي‌ را پديد آورند در حالي‌ كه‌ اكثر كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ كه‌ چه‌بسا نقطه‌ ضعف‌هاي‌ برخي‌ از آن‌ها كم‌تر از كشور ماست‌، هنوز نتوانسته‌اندخود را به‌ تكنولوژي‌ لازم‌ مسلّح‌ كرده‌، در بازار جهاني‌ جايگاه‌ شايسته‌اي‌بيابند و وضع‌ زندگي‌ ملّتشان‌ را بهبود بخشند. بنابراين‌، تجارت‌ آزاد فرشته‌رحمتي‌ كه‌ در همه‌ جا و هر شرايطي‌، ملّت‌ها را خوشبخت‌ كند، نيست‌. پس‌ بايدهوشيار بود و با شتاب‌ گام‌ در اين‌ تاريكي‌ ننهاد، كه‌ تاكنون‌ ملّت‌هاي‌ زيادي‌ رابه‌ كام‌ خود كشيده‌ و استقلال‌ آنان‌ را بر باد داده‌ است‌.
گرچه‌ ممكن‌ است‌ ضعف‌هاي‌ اقتصاد ايران‌، بسيار باشد، ولي‌ ما تنها برخي‌از آن‌ها را كه‌ اهميّت‌ بيش‌تري‌ دارند، بيان‌مي‌كنيم‌:

1. دانش‌ اقتصاد در ايران‌ ريشه‌ ندارد و علمي‌ كاملاً وارداتي‌ است‌ و با اين‌كه‌ متخصصان‌ علوم‌ انساني‌ در ساير رشته‌ها، نظير حقوق و روان‌شناسي‌مي‌كوشند يافته‌هاي‌ خويش‌ را با ارزش‌هاي‌ جامعه‌ ايراني‌ تطبيق‌ دهند و جاي‌پايي‌ براي‌ خود در سنّت‌ها پيدا كنند، ولي‌ علم‌ اقتصاد در ايران‌، همچنان‌ حالت‌ترجمه‌اي‌ خود را حفظ‌ كرده‌ است‌. آن‌چه‌ در دانشكده‌هاي‌ اقتصاد ما تدريس‌مي‌شود، اقتصاد سرمايه‌داري‌ است‌. در بسياري‌ موارد حتّي‌ مثال‌هاي‌ بيان‌ شده‌شرح‌ وقايعي‌ است‌ كه‌ در غرب‌ اتّفاق‌ افتاده‌ است‌، در حالي‌ كه‌ مسائل‌ اقتصادي‌هر جامعه‌ ناشي‌ از شرايط‌ خاص‌ آن‌ است‌. براي‌ مثال‌، اكنون‌ دانش‌آموختگان‌اقتصاد ايران‌، علّت‌ها و پي‌آمدهاي‌ بحران‌هاي‌ اقتصادي‌ غرب‌، مانند بحران‌1929 و ركود حادّ 1974 را به‌ خوبي‌ مي‌شناسند و راه‌هاي‌ مقابله‌ با آن‌ رامي‌دانند امّا از تحليل‌ دقيق‌ اقتصاد ايران‌ و دادن‌ راه‌حل‌هاي‌ مناسب‌، ناتوانند تازماني‌ كه‌ اين‌ نقيصه‌ برطرف‌ نگردد، اميد چنداني‌ به‌ بهبود اوضاع‌ اقتصادداخلي‌ نمي‌رود.

2. مشكل‌ ديگر ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ و مديريت‌ اقتصادي‌ است‌. اين‌ مشكل‌تا حدّي‌ ناشي‌ از سياست‌زدگي‌ اقتصاددانان‌، ناديده‌ گرفتن‌ مصالح‌ واولويت‌هاي‌ اقتصادي‌ و انگيزه‌هاي‌ جناحي‌ است‌. بخشي‌ ديگر، به‌ سبب‌سهل‌گيري‌ و ساده‌ديدن‌ بيش‌ از حد قضايا و انتخاب‌ آسان‌ترين‌ راه‌ حل‌ است‌كه‌ معمولاً نارساترين‌ و پرهزينه‌ترين‌ آن‌هاست‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ براي‌ جلوگيري‌از اسراف‌ نان‌ و اتلاف‌ انرژي‌، افزودن‌ قيمت‌ نان‌ را پيشنهاد كردند امّا پس‌ ازچندين‌ سال‌ اثر مثبتي‌ پديدار نشد. در حقيقت‌ نظام‌ برنامه‌ريزي‌ اقتصادي‌ ايران‌با سابقه‌ نسبتاً طولاني‌ در تدوين‌ برنامه‌هاي‌ ميان‌ مدّت‌ و درازمدّت‌ توسعه‌،دچار ضعف‌ تئوريك‌ است‌. براي‌ هر برنامه‌ اهدافي‌ در نظر گرفته‌ مي‌شود كه‌تلاش‌ براي‌ دسترسي‌ به‌ آن‌ها از طريق‌ سياست‌گذاري‌هاي‌ اشتباه‌، جامعه‌ را بابحران‌ مواجه‌ مي‌سازد. ارزيابي‌ صرفاً اجرايي‌ برنامه‌هاي‌ اقتصادي‌ باعث‌نگرش‌ غيرسازمان‌يافته‌ و عدم‌ تشخيص‌ علل‌ واقعي‌ بحران‌ها مي‌شود و دوباره‌دارويي‌ تجويز مي‌گردد كه‌ تنها دردها را افزايش‌ مي‌دهد. آيا در چنين‌وضعيتي‌، پيوستن‌ به‌ جهان‌گرايي‌ اقتصادي‌ و در آويختن‌ با حريفان‌ قدر،ضعف‌هاي‌ ما را درمان‌ خواهد كرد؟

3. متأسفانه‌، در بين‌ اقتصاددانان‌ ايراني‌، وحدت‌نظر وجود ندارد واختلافشان‌، تنها در گرايش‌ به‌ مكاتب‌ و نظريّه‌هاي‌ اقتصادي‌ محدود نمي‌گردد.عدم‌ كاميابي‌ اقتصاد ايران‌ در دهه‌هاي‌ اخير، آنان‌ را به‌ مجادله‌هاي‌ بي‌حاصل‌كشانده‌ است‌. در شرايط‌ كنوني‌، اقتصاددانان‌ ناگزيرند توجيه‌گر اقدامات‌چهره‌هاي‌ پرنفوذ سياسي‌ باشند. حتّي‌ گاه‌ ديده‌ شده‌ است‌ كه‌ فردي‌ خاص‌،براي‌ باقي‌ماندن‌ در پست‌هاي‌ كليدي‌ اقتصاد كشور، در دوره‌اي‌ كوتاه‌، از دوسياست‌گذاري‌ متضاد اقتصادي‌ جانبداري‌ نموده‌ است‌. اين‌ كار زير پا نهادن‌وجدان‌ و خيانت‌ به‌ علم‌ است‌. ممكن‌ است‌ اقتصاددانان‌ اين‌ گناه‌ را به‌ گردن‌سياستمداران‌ اندازند، ولي‌ مگر نه‌ اين‌ است‌ كه‌ دولتمردان‌ پرنفوذ، با توجيهات‌آن‌ها مردم‌ را رام‌ و آرام‌ نگه‌ مي‌دارند!

4. از ديدگاه‌ كارشناسان‌ اقتصادي‌، بيش‌تر كشورهاي‌ صادركننده‌ نفت‌داراي‌ «دولت‌ رانتير» هستند. اگر «رانت‌» را درآمدي‌ بدانيم‌ كه‌ از مواهب‌طبيعي‌ و از خارج‌ كشور تأمين‌ مي‌شود و هيچ‌گونه‌ ارتباطي‌ با فرآيندهاي‌توليدي‌ داخلي‌ ندارد و اين‌ معيار را نيز بپذيريم‌ كه‌ هر دولتي‌ كه‌ 42 درصد يابيش‌تر از كل‌ درآمدش‌ از رانت‌ خارجي‌ باشد، دولت‌ رانتير قلمداد مي‌شود،بايد تبعات‌ منفي‌ اين‌ وضعيت‌ را بر دولت‌ و اقتصاد خودمان‌ كه‌ در اين‌ تعريف‌مي‌گنجند، در نظر داشته‌ باشيم‌.
رانت‌ موجب‌ استقلال‌ دولت‌ از جامعه‌ مي‌شود حتي‌ ممكن‌ است‌ دولت‌ دراتّخاذ و اجراي‌ سياست‌هايش‌، منافع‌ جامعه‌ را در نظر نگيرد و تنها به‌ حفظ‌موقعيّت‌ خود بيانديشد. همچنين‌ دولت‌ رانتير، انگيزه‌ و نيازي‌ به‌ اخذ ماليات‌ندارد. و البته‌، احتمال‌ مي‌رود در توزيع‌ رانت‌، رفاه‌ عمومي‌ در نظر گرفته‌نشود و ارتباطات‌ خانوادگي‌ و گروهي‌ مبناي‌ كار قرار گيرد.
مقادير هنگفت‌ رانت‌ كه‌ به‌ دست‌ دولت‌ رانتير مي‌رسد، وجودديوانسالاري‌ گسترده‌ را ضروري‌ مي‌سازد تا دولت‌ از طريق‌ آن‌، سياست‌هاي‌خود را به‌ بهترين‌ شكل‌ اجرا نمايد و در توزيع‌ رانت‌ موفق‌تر باشد.
رانت‌ باعث‌ حاكم‌ شدن‌ نوعي‌ «روحيّه‌ رانتي‌» در كشور مي‌گردد. درنتيجه‌، مردم‌ كار و كوشش‌ را عامل‌ ثروتمندشدن‌ نمي‌دانند، بلكه‌ به‌ نظرشان‌،شانس‌ و تصادف‌ ثروت‌ مي‌آفريند. تلاش‌ براي‌ دست‌يابي‌ به‌ رانت‌ مهم‌تر ازدست‌يابي‌ به‌ كارآيي‌ توليدي‌ مي‌شود. رفتار اقتصادي‌ افراد و شركت‌ها، درجهت‌ رقابت‌ براي‌ كسب‌ هر چه‌ بيش‌تر رانت‌ در حال‌ چرخش‌ در جامعه‌، شكل‌مي‌گيرد و فعاليّت‌هاي‌ توليدي‌ كارآيي‌ لازم‌ را از دست‌ مي‌دهد.
دولت‌ رانتير براي‌ پاسخ‌ به‌ تقاضاهاي‌ جامعه‌ نوكيسه‌، اقدام‌ به‌ واردات‌فزاينده‌ كالاهاي‌ لوكس‌ و موادّ غذايي‌ مي‌كند. دسترسي‌ به‌ كالاهاي‌ خارجي‌ارزان‌ و مرغوب‌، ضربه‌ مهلكي‌ براي‌ فعّاليت‌هاي‌ توليدي‌ داخلي‌ خواهد بود.واردات‌ غذايي‌ آسان‌ و كم‌ هزينه‌، بخش‌ كشاورزي‌ را نابود ساخته‌ موجب‌مهاجرت‌ روستاييان‌ به‌ شهرها مي‌شود.
با مطالعه‌ اقتصاد ايران‌، در مي‌يابيم‌ كه‌ بسياري‌ از اين‌ تبعات‌ منفي‌، دامن‌دولت‌ و اقتصاد ما را نيز گرفته‌ است‌ كه‌ بايد براي‌ خلاصي‌ از آن‌ها تدبيري‌انديشيد.

5. پس‌ از گذشت‌ بيش‌ از نيم‌ قرن‌ از آغاز نخستين‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ درايران‌ و انجام‌ پنج‌ برنامه‌ عمراني‌ در سال‌هاي‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ از سال‌1328 تا 1356 دو برنامه‌ توسعه‌، طي‌ سال‌هاي‌ 1368 تا 1377، گذشته‌ ازآن‌كه‌ هنوز استراتژي‌ توسعه‌ در ايران‌، مشخص‌ نشده‌ است‌، از جهت‌ اجرايي‌نيز مانع‌ هميشگي‌ برنامه‌ها، يعني‌ ديوانسالاري‌ و فساد اداري‌ كه‌ در دهه‌ اوّل‌انقلاب‌ اسلامي‌، به‌ سبب‌ فضاي‌ اخلاقي‌ حاكم‌ و ايثارگري‌ها و پاكدامني‌ وچابكي‌ انقلابيون‌، تا حدّي‌ تضعيف‌ شده‌ بود و مي‌رفت‌ كه‌ براي‌ هميشه‌ از ميان‌برود، دوباره‌ در دوران‌ سازندگي‌ پس‌ از جنگ‌، در قالبي‌ جديد پديدار گشته‌است‌. كاغذبازي‌ و رشوه‌خواري‌ و اهميّت‌دادن‌ به‌ روابط‌ جناحي‌ و صنفي‌،بزرگ‌ترين‌ دشمن‌ توسعه‌ است‌. مردمي‌ كه‌ هر روز شاهد فسادهاي‌ مالي‌ كلان‌ ورشوه‌خواري‌هاي‌ بزرگ‌ هستند، نه‌ برنامه‌هاي‌ اقتصادي‌ دولت‌ را جدّي‌مي‌گيرند و نه‌ با آن‌ همكاري‌ خواهند كرد.

جهاني‌ شدن‌ اقتصاد - محمدرضا مالك‌
منبع
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
  عنوان مقاله: استراتژي توليد و عمليات مبتني بر زمان
مولف/مترجم: محمدرضا اسماعيلي گيوي - دانشگاه امام صادق (ع)
موضوع: مديريت توليد و عمليات/مديريت زمان
سال انتشار(ميلادي): 2007
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره180
تهيه و تنظيم: پايگاه مقالات مديریت


چكيده:

موفقيت يا شکست سازمان در گرو توانايي آن در تعريف يک استراتژي اثربخش براي کسب مزيت رقابتي پايدار جهت خلق ارزش بلند مدت است. براي کسب قابليت رقابت پذيري ، مديران بايد با اخذ تصميمات مناسب در حوزه هاي تصميم توليد و عمليات، اهداف عملکردي سازمان از جمله سرعت و انعطاف را تأمين کنند. شرکتهايي که قبلاً از طريق کاهش هزينه، تمايز، صرفه جويي به مقياس و کيفيت رقابت مي کردند، اکنون به دنبال کسب مزيت رقابتي به واسطه استراتژيهاي مبتني بر زمان هستند.

در اين نوشتار ضمن تبيين مفهوم و اهميت مديريت زمان در فراگردهاي توليد و ضرورت اولويت دادن تحليل هاي استراتژيک بر تکنولوژي ، اهداف و استراتژي‌هاي سه گانه مبتني بر زمان تشريح مي شود. در ادامه، توليد و ساخت مبتني بر زمان ، به عنوان يک استراتژي مبتني بر زمان براي شرکتهاي توليد و ساخت معرفي مي شود. بعد از تبيين استراتژي هاي بنيادين کاهش زمان چرخه يعني حذف و موازي سازي، يک چارچوبي متشکل از شش فعاليت : ساده سازي، استانداردسازي، يکپارچه سازي، دسترسي و کنترل، در توليد و ساخت مبتني بر زمان ، به عنوان ابزارهايي براي کاهش زمان تناوب ارائه مي‌شود.



مقدمه

تلاش براي رسيدن به سرعت مناسب در عمليات، از تازه ترين اقدامات انجام شده براي کسب مزيت رقابتي است. در دهه گذشته، دامنه وسيعي از فلسفه هاي استراتژيک و عملياتي ايجاد شده اند تا سازمانهاي کسب وکار امروز را متناسب با فضاي بازار جهانيِ با رقابت بسيار شديد، منعطف سازند. اين فلسفه ها، شامل رقابت مبتني بر زمان، مديريت کيفيت جامع، برون سپاري منابع، بازمهندسي کسب و کار و مديريت تغيير مي شود. اين اصول و فلسفه ها و ابزارهاي مرتبط با آنها، شکل دهنده استراتژي هاي عملياتي و کسب و کار براي رهبري کسب وکار در بخشهاي توليدي و خدماتي در اقتصاد جهاني هستند. استراتژي‌هايي که مبتني بر اين فلسفه ها هستند، به عنوان تنها جهت گيري استراتژيک شرکتها يابه عنوان مکملي براي جايگاه استراتژيک سنتي هستندکه بر استراتژي هاي عمومي رهبري هزينه، تمايز و تمرکز، مبتني هستند.

از اوايل دهه 1990 ، مفهوم رقابت مبتني بر زمان که توسط «هوت» و « استاک» مطرح شد، به يکي از اثر بخش ترين استراتژي ها براي کسب مزيب رقابتي منحصر به فرد مبدل شده است.

ادامه مطلب

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط علی نامدار
 
 
 
ورود به دنياي ذهن و خلاقيت، در حقيقت نگاهي به اوجگاه هنرنمايي خداوند، در موجودي به نام انسان است. خداوند حكيم در خلقت انسان، هنرهايي رقم زده است كه گاه توسط پزشكان و گاه توسط كاوش‏گران روان و هنرمندان، كشف و عرضه و مورد اشاره و تحليل قرار گرفته است.
دنياي ذهن از اين مقوله‏هاست؛ قابل رؤيت نيست؛ ولي قابل توصيف، تحليل و شناسايي است و دنياي علم و كاروان انديشه بشري، بعد از ايجاد رشته‏هاي متعدد و متنوع، به آن دست يازيده كه يكي از اين عوالم و دانش‏هاي جديد، دنياي روان‏شناسي است. سعي شده است تا در اين مقاله، به اين بحث پرداخته شود.
هوش و قواي ذهني از هوش كلامي شروع مي‏شود و تا هوش طبيعي گسترش مي‏يابد.
فردي به نام گاردنر (1683 تا 2002م.) مطالعات وسيعي بر روي هوش انجام داد و ديگران نيز روي نظريه او كار كرده‏اند.
او معتقد به وجود هشت نوع هوش است كه در ذيل با اين هشت هوش و حتي مشاغلي كه اين هوش‏ها در آنها نقطه قوت است (نه قطعيت و حتميت) آشنا مي‏شويم.
1. هوش و مهارت‏هاي كلامي‏
اين هوش و قواي ذهني، شامل توانايي تفكر كلامي و استفاده از زبان براي بيان منظورهاست؛
يعني افرادي كه بتوانند از كلام، در گستره وسيعي، جهت تبيين مقاصد و استدلالات خود استفاده نمايند. كلام، تراوشات