از آنجا که ما در این وبلاگ به مساله کپی رایت اهمیت میدهیم لذا مطلب زیر را از یک وبلاگ بسیار مفید استخراج کرده ایم.ضمن تشکر از نویسنده این مطلب منبع آن در پایان مقاله آمده است.
مديريت به عنوان يكي از فعاليتهاي اجتماعي بشر سابقه اي بس ديرينه دارد اما آنچه را كه به عنوان تاريخچه و سيرتحولات نظريه هاي سازمان و مديريت بيان مي شود از زماني است كه نظريه ها و تئوريهاي مديريت و سازمان پا به عرصه وجود نهادند و مديريت بصورت رشته اي علمي در ميان ساير رشته هاي علوم مطرح گرديد. بنابراين ذكر اين مطلب كه رشته مديريت در سالهاي پاياني سده نوزده ميلادي شكل گرفته به معناي عدم وجود آن در اعصار پيشين نيست. همانگونه كه به سادگي مي توان پذيرفت كشف قدرت جاذبه بوسيله نيوتن به معناي عدم وجود چنين قدرتي قبل از وي نبوده است.
در مقوله مديريت و سازمان نيز آغاز طرح نظريه هاي مديريــت و ســـازمان را مي توان در سالهاي اوليه قرن بيستم جستجو كرد پس از نظريه بوروكراسي وبر[1] ، اصول مديريت علمي و اداري تيلور[2] و فايول[3] و نهضت روابط انساني و مديريت رفتاري در سالهاي دهه 1930 ، نظريه هاي سيستمي و اقتضايي پا به عرصه وجود نهاد بطوريكه امروزه نيز اين مكتب تفكر غالب در مديريـت و ســازمان مي باشد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 25 آذر1385ساعت 6:0 توسط کمیته علمی
|
«اينگوار کمپراد»، بنيانگذار IKEA که به عنوان چهارمين مرد ثروتمند جهان شناخته شد، سوار بر اتومبيل قديمي پانزده ساله ميشود و براي سفرهاي هوايي خود از صندليهاي ارزان قيمت economy استفاده ميکند. او نود هزار کارمند خود در سراسر جهان را به صرفهجويي و ساده زيستن توصيه ميکند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، اين ميلياردر اهل سوئد که 30 مارس سال جاري به سن هشتاد سالگي خود وارد ميشود، سويس را از 30 سال گذشته محل زندگي خود انتخاب کرده است. سرمايه او بر اساس برآورد مجله معتبر «فوربز» 28 ميليلارد دلار تخمين زده شده است، که او را بعد از «بيل گيتس» مؤسس شرکت مايکروسافت، «وارن بافت» سرمايهگذار آمريکايي و «کارلوس اسليم» صنعتگر مکزيکي در رتبه چهارم قرار ميدهد.
از او پرسيده شد که آيا واقعا سوار اتومبيل قديمي Volvo ميشود، و او در پاسخ گفت: اتومبيل من مربوط به 15 سال پيش است و به نظر من هنوز جوان و قابل استفاده است.
از او در اين مورد در شرکت او به افراد گفته ميشود از هر دو سمت کاغذ براي نوشتن استفاده کنند پرسيدند و او در پاسخ تاييد کرد: چرا که نه؟ خود من هم همين کار را ميکنم.
در ادامه او گفت: هر چه که ما درآمد کسب ميکنيم بايد ذخيره کنيم. ما هنوز نياز به توسعه گروه IKEA داريم. ما نياز به سرمايهگذاري زيادي براي رسيدن به بازار روسيه و چين داريم.
IKEA بزرگترين فروشگاه لوازم منزل ميباشد که داراي 202 فروشگاه بزرگ در 32 کشور جهان است. بسياري از مبلهاي اين شرکت که قابل نصب توسط خود خريدار ميباشند، از قيمت مناسبي برخوردارند. بعضيها معتقدند که کاتالوگ حجيم و پرصفحه اين شرکت بعد از کتاب مقدس پرتيراژترين کتاب است.
«اينگوار کمپراد» پس از جنگ جهاني دوم در آلاچيق کوچک واقع در باغچه خانهاش فروشگاهي را راهاندازي کرد که در آن وسايلي از قبيل ساعت، مداد، خودکار و کارت تبريک ميفروخت. او ميگويد که در آن زمان بعد از يک سال کار موفق شدم که براي خود دوچرخهاي بخرم.
در سال 1950 که دولت سوئد پروژه ميليوني ساخت خانه را تصويب و شروع کرد، او با تيز هوشي از اين موقعيت استفاده کرد و وارد تجارت فروش لوازم خانه شد.
در هفته گذشته او 500.000 فرانک سوييس به مدرسهاي که پسر او تحصيلاتش را در آن گذرانده است، کمک کرد.
در آخر او گفت که من از اينکه وارد سن 80 سالگي ميشوم، هراسي ندارم و بسيار کارهاي زيادي است که بايد انجام دهم. اصولا من حتي فرصتي براي مردن ندارم
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 5:49 توسط کمیته علمی
|
مشاوران فنی
مشاوران فنی افرادی هستند که حداقل در دو يا سه مورد از موارد ذکر شده زير تجربه و تخصص داشته باشند:
- سيستم عامل ها
- شبکه ها و سرويسهای تسهيل کننده گردش اطلاعات و ارتباطات
- بانک های اطلاعاتی
- وب
- برنامه نويسی
اين افراد در شرکتها و سازمانها کمک ميکنند تا...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 5:47 توسط کمیته علمی
|

کتاب «روش مدیریت ویل دان» نوشته کن بلانچارد ،تد سیناک،چاک تامپکینز و جیم بالارد کتابی در باره چگونگی اثر بخشی بیشتر در محیط کار و منزل.ماجرای کتاب در یک داستان خلاصه شده است که شخصیت اصلی فردی است بنام وس کینگسلی(Wes Kingsley) که مدیر بخشی از یک شرکت بزرگ است.وی در جریان یک سفر کاری از یک نمایش حیوانات که در آن نهنگی بنام (Shamu) ایفای نقش می کند دیدن کرده و به شدت از نحوه کار مربیان شمو تاثیر گرفته تصمیم می گیرد که روش آموزش ویل دان که در مورد نهنگ ها بکار برده می شود را در محل کار خود به اجرا در آورد.
همه ما در زندگی روزه مره عادت کرده ایم که در فرایند ارتباطی خود با دیگران مخصوصاً در زمینه های کاری همیشه موارد منفی را بیشتر مورد توجه قرار دهیم حتی در مواردی کسی که موارد منفی را سریع تر از دیگران دیده و گوشزد نماید از دید گاه ما آدمی نکته سنج و ریزی بین تلقی می شود.اغلب اوقات سعی می شود این افراد را الگو قرار داده و در روابط خود با دیگران در محیط کار از رفتار آنها تقلید کنیم چرا که بعنوان یک ناظر خارجی اینگونه افراد را افرادی توانمند و دارای اقتدار تصور می کنیم.
با مطالعه کتاب میل دان متوجه خواهیم شد که می توان با تکیه بر موارد مثبت در روابط (در اداره و یا در منزل) نتایج بسیار متفاوتی (رو به بهبود) را بدست آورد.در خلال داستان «وس کینگسلی» به ما می گوید برای بهتر شدن روابط و بالاتر رفتن راندمان کار باید در برابر اشتباهات تغییر جهت داد(Redirection) .
به جای اینکه به آنچه که نادرست انجام شده تمرکز کنیم باید انرژی را به سمت نتایج مثبت تغییر جهت دهیم بعبارتی ترکیب روش تغییر جهت و تاکید بر موارد مثبت می تواند دگرگونی بزرگی در روابط ما و اطرافیان بوجود آورد.
هرکسی یک دریچه ورودی دارد حتی کسانی که انتظار کمک و همکاری از آنها را نداریم چنانچه دریچه ورود به توانایی او را بیابیم و از آن وارد شویم مطئناً می تواند یار و یاور ما در کارها باشد.
چنانچه هر چه بیشتر به یک رفتار توجه کنیم آن رفتار بیشتر تکرار خواهد شد لذا در روابط خود باید ابتدا سعی کنیم اعتماد متقابل و محکمی بوجود بیاوریم و از همه مهمتر بر موار مثبتی که در اطراف و محیط کار اتفاق می افتد تاکید کنیم و بیشتر مورد توجه قرار دهیم.
« اگر نمی خواهی رفتار های ضعیف را تشویق کنی وقت زیادی را صرف آنها نکن.پیشرفت را تحسین کنید،این یک هدف متحرک است»
منبع: http://www.aieni.blogfa.com/cat-1.aspx
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 5:45 توسط کمیته علمی
|


این مجموعه کارتون های وارنر برادرز را همه دیده ایم و آن را با نام میگ میگ می شناسیم. گرگی به نام Wille E. Coyote در صحراهای جنوب غربی آمریکا با تمام وجود به دنبال پرنده ای به نام RoadRunner (میگ میگ) می دود ولی هرگز موفق به خوردن یا حتی گرفتن او نمی شود.
ولی هیچ وقت فکر کرده اید گرگ برای چه به دنبال میگ میگ می دود ؟ اگر فکر می کنید انگیزه، خوردن و رفع گرسنگی است به این فکر کنید که آیا گرگ نمی توانست به جای آنهمه موشک و بمب و اسکیت مجهز به راکت و … یک پیتزا سفارش دهد و چندان به فکر خوردن این پرنده لاغر مردنی ولی سریع نباشد ؟
راستی چرا هیچ وقت گرگ موفق به گرفتن میگ میگ نمی شود ؟ شاید بگویید بدشانسی یا زرنگ تر بودن میگ میگ. ولی اگر دقیق به کارتون و اتفاقات آن نگاه کنید می بینید که ماجرا چیز دیگری است. بگذارید دقیق تر نگاه کنیم.
مسابقه گرگ و میگ میگ، در واقع نبرد بین خواست و سرعت / شتاب در زندگی امروز است. گرگ خواسته ای دارد که عبارت است از گرفتن (و نه الزاما خوردن) میگ میگ و مشکل همیشگی جامعه مدرن هم، سرعت و شتابی است که باعث می شود ما از اهداف مان عقب بمانیم. گرگ اگر فقط به دنبال سیر کردن شکم بود، به جای فشفشه ها و هواپیماهای پدالی کمپانی ای همه جا حاضر به نام ACME، یک پیتزا یا مرغ بریان سفارش می داد. گرگ مطمئنا به دنبال انتقام شخصی ناشی از عصبانیت هم نیست چرا که بسیار عقلانی و برنامه ریزی شده حرکت می کند. ممکن است خود گرگ هم نداند به چه دلیل به دنبال میگ میگ می دود ولی به شکلی مشغول انجام این کار است که گویی یک قرارداد ازلی و ابدی برای این تلاش بسته است: تلاش برای به دست آوردن آن چیزی که به دست آوردن اش ناممکن است. این شاید آسایش در جامعه مدرن باشد.
خواسته های گرگ با سرعت و شتاب زندگی مدرن همخوانی ندارند ولی گرگ - و من و شما - متوجه این نکته نیستیم و احساس می کنیم دلیل نرسیدن بدشانسی گرگ یا زرنگتر بودن میگ میگ است ولی اینطور نیست، گرگ شکست می خورد چرا که نمی داند برای چه مشغول دویدن است. بنا به گفته چاک جونز (سازنده Chuch Amuck: The Life and Times Of An Animated Cartoonist)، چند اصل غیرقابل عدول در پس ذهن سازندگان این مجموعه وجود داشته است:
قانون 1. میگ میگ به هیچ وجه نمی تواند به گرگ صدمه بزند مگر با گفتن “میگ میگ” !
قانون 2. هیچ نیروی خارجی نمی تواند به گرگ صدمه بزند مگر نادانی خودش یا عملکرد ناصحیح محصولات کارخانه ACME. در تمام قسمتها، اشتباهات گرگ با عملکرد ناصحیح ابزارهای کارخانه ACME که ظاهرا گرگ باید دائما به عنوان یک مشتری محصولات جامعه مدرن به آن اعتماد داشته باشد همراه می شوند تا گرگ به هدف خود نرسد. در موارد بسیاری نیز اشتیاق بیش از حد گرگ به گرفتن میگ میگ باعث فراموش کردن شیوه صحیح کار دستگاه می شود.
قانون 3. گرگ می تواند به هر چیزی برسد به شرط اینکه متعصب نباشد. شخص متعصب، شخصی است که وقتی هدف اش را فراموش میکند، تلاش هایش را دوبرابر می کند. مشخص است در این حالت گرگ نمی تواند سریال شکست هایش را خاتمه دهد چرا که همیشه تصور می کند دفعه بعد حتما موفق خواهد شد.
قانون 4. هرگز هیچ مکالمه ای وجود ندارد، مگر “میگ میگ”. و البته گاه گاهی چند تابلو حاوی مکالمات می بیند ولی این تابلوها فقط وقتی ظاهر می شوند که گرگ مطمئن است که شکست خورده و باید درد زیادی را تحمل کند.
قانون 5. میگ میگ همیشه باید روی جاده بدود. جاده ها از پیش ساخته شده اند و هنر اصلی میگ میگ این است که همیشه روی این جاده های از پیش ساخته می دود پس از نظر جامعه مدرن یک موجود موفق است. اصولا اسم او RoudRunner است یعنی دونده جاده و چه چیزی برای جامعه مدرن، بهتر از کسی است که با مهارت روی جاده های موجود می دود و تلاش نمی کند از جاده ها بیرون برود یا جاده های تازه بسازد ؟
قانون 6. همه اتفاقات باید در محیط زندگی دو موجود اتفاق بیافتند: صحرای جنوب غربی آمریکا.
قانون 7. همه ابزارها، اسلحه ها یا وسایل باید از کمپانی ACME تهیه شوند. به جعبه های خریداری شده توسط گرگ دقت کنید، همه ساخته ACME هستند و در جامعه مدرن انتظار چه چیز دیگری را داشتید ؟ شاید فکر می کردید گرگ می تواند از قدرت های طبیعی اش استفاده کند یا خودش وسایل مورد نیازش را بسازد ؟ نه ! گرگ باید مصرف کننده وسایل شرکت ACME باشد ولی شاهد هستیم که با سفارش همه این ابزارها و وسایل هم، هنوز هم نمی تواند به خواسته اش برسد.
قانون 8. هرجا که بشود، جاذبه باید بر ضد گرگ عمل کند. دلیل ساده است: جاذبه قانون است. حالا اینکه چرا این قانون بر علیه میگ میگ عمل نمی کند، به ما ربطی ندارد.
قانون 9. گرگ بیش از آنکه صدمه ببیند، تحقیر می شود. چون به وجود گرگ برای ساخت قسمت های بعدی نیاز است.
قانون 10. همدردی و همذات پنداری بینندگان باید با گرگ باشد. هرچند نباید میگ میگ را خبیث احساس کنند.
مراجع:
- مقاله موجود در http://www.fortunecity.com/roswell/cushing/263/writing/cartoon.html که درباره فلسفه تعقیب میگ میگ صحبت می کند.
- ده قانون موجود در تمام قسمت ها - و نه تفسیر آن ها - از سایت رسمی لونی تونز، وارنربرادرز به آدرس http://looneytunes.warnerbros.com/stars_of_the_show/wile_roadrunner/wile_story.html# برداشته شده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 5:38 توسط کمیته علمی
|

محيطEnvironment :
معني واژه ((محيط)) نامحدود است و شامل همه چيزهايي مي شود كه در خارج از سازمان قرار دارند.ولي در تجزيه و تحليلي كه در اينجا صورت مي گيرد تنها جنبه هايي از محيط مورد توجه است كه سازمان نسبت به آنها آن حساسيت دارد و براي بقاء و ادامه حيات خود بايد در برابر آنها از خود واكنش نشان دهد. از اين رو محيط سازمان را به اين صورت تعريف مي كنيم: تمام عواملي كه در خارج از مرز سازمان وجود دارند و بر تمام يا بخشي از سازمان اثرات بالقوه مي گذارند.
امروز محيط خارجي پيوسته دستخوش تغييرات سريع است و اين تغييرات اثرات بسيار شديدي بر سازمان و استراتژيهاي مديريت دارند. سازمان مواد خام، پول، نيروي كار و انرژي را بصورت داده از محيط خارج مي گيرد وآنها را به كالا يا خدمات تبديل ميكند،سپس آنها را بصورت ستاده يا محصول به بازار باز ميگرداند.
محيط خارجي از عواملي تشكيل مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم بر سازمان اثر مي گذارند. عواملي كه بطور مستقيم اثر مي گذارند شامل:
بانك ها- مشتريان- دولت- رقبا- گروه هاي فشار اجتماعي – رسانه هاي گروهي، تأمين كنندگان مواد اوليه- سهامداران.
شايان ذكر است امروز تكنولوژي اطلاعات مهمترين عامل تكنولوژيك پيش روي سازمان است
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 3:30 توسط کمیته علمی
|
بنا داریم در بخش معرفی کتاب، کتابهایی را معرفی کنیم که در رشته مدیریت و حتی زندگی روزمره کاربردی و آموزنده باشند و دید تازه ای به شما بازدید کننده گرامی بدهند.کتاب امروز کتابی ست بسیار زیبا و خواندنی بنام هدیه یا Present اثر نویسنده مشهور آمریکایی اسپنسر جانسون است.گاهی اوقات دانستن نکته های ساده باعث رسیدن به موفقیتهای بزرگ میشود.گاهی هم پیروی کردن از قواعد ساده،تحولات مثبت بزرگی در زندگی ما ایجاد میکند.معمولا فشار زندگی روزمره مانع از آن میشود تا به این نکته ها و قواعد بیندیشیم.اما نویسندگانی مثل دکتر اسپنسر جانسونٍ،این نکات و قواعد را به زبان شیرین و جذاب به ما می آموزند.هدیه که به نوعی مکمل کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد است در قالب یک داستان جالب و جذاب یکی از همین قواعد و نکات ساده را به ما می آموزد.داستانی که به ما میگوید به زمان حال توجه کنیم،از گذشته درس بگیریم و برای آینده برنامه ریزی کنیم.بی شک داستانی که همه اینها را به ما بیاموزد هدیه بزرگی است.
نام کتاب:هدیه
نویسنده:دکتر اسپنسر جانسون
مترجم:دکتر شهروز فرهنگ
ناشر:توسعه آموزش و کلید آموزش
سال چاپ:هفتم بهمن 1384
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 6:59 توسط کمیته علمی
|
مدیر عامل سایپا: اگر ایران خودرو پژو 206 جعبه دار میزنه و بازار رو در دست میگیره. ماهم پراید هاچ بک جعبه دار میزنیم!
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 6:56 توسط کمیته علمی
|
معرفي مركز ملي فناوري اطلاعات و ارتباطات
مركز ملي فناوري اطلاعات و ارتباطات (NCICT) با حمايت مركز تحقيقات مخابرات ايران و با محوريت تحقيق، مشاوره، اجرا، پشتيباني و برنامهريزي استراتژيك در زمينه توسعه فناوري اطلاعات در موسسات بزرگ ايران طي يك سال گذشته تاسيس شده است.
به گزارش خبرنگار سرويس IT خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مركز ملي فناوري اطلاعات و ارتباطات با رسالت مطالعه، تجربه، ارتقاي دانش و اشاعه فناوريهاي نوين صنعت اطلاعات و بومي كردن اين فناوريها با تاكيد بر كاربرد فناوري در موسسات بزرگ، با حمايت مركز تحقيقات مخابرات ايران و به همت دكتر مرتضي انواري تاسيس شده است.
فعاليت اين مركز متكي به پشتوانهاي از متخصصان مجرب ايراني داخل و خارج از كشور در زمينه فناوري اطلاعات است. يكي از اهداف مهم اين مركز ايجاد مجموعهاي توانمند و پايدار جهت ارائه خدمات علمي و فني به طرحهاي بزرگ و ملي است.
از جمله پروژههاي در دست انجام اين مركز ميتوان به «ايجاد يك لابراتوار نمونه معماري سيستم جهت آزمايش و تجربه سيستمهاي با ماموريت بحراني (mission critical) مورد استفاده در موسسات بزرگ» و«پروژه انجام پروژه گسترش نرم افزارهاي گسترده استفاده از فناوري J2EE به منظور كسب احاطه فني بر تجربههاي مختلف اين فناوري براي ايجاد نرم افزارهاي گسترده با مسووليت بحراني» اشاره كرد.
همچنين پروژه«پياده سازي محصولات شركتهاي نرم افزاري مانند Oracle e-bussines، SAP ، PEPOLESOFT براي اداره موسسات بزرگ با هدف سبك تجربه و آشنايي با مشكلات پياده سازي سيستمهاي آماده در شركتهاي بزرگ در زمينه ERP و CRM» و پروژه «انجام مطالعات استراتژيك در زمينه كاربرد فناوري اطلاعات در موسسات بزرگ و سياستهاي كلان» از ديگر مواردي است كه اكنون اين مركز در دست اقدام دارد.
برگرفته از روزنامه دنياي اقتصاد
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 6:55 توسط کمیته علمی
|
مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبهش کرد و تميز کردن زمينش رو -به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شديد، آدرس ايميلتان را بدهيد تا فرمهاي مربوطه رابرای شما بفرستم تا پر کنيد و همينطور تاريخي که بايد کار راشروع کنيد..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي نداريد. و کسي که وجود خارجي ندارد، شغل هم نميتواند داشته باشد.»
مرد در کمال نوميدي آنجا راترک کرد. نميدانست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کند. تصميم گرفت به سوپرمارکتي برود و يک صندوق 10 کيلويي گوجهفرنگي بخرد. يعد خانه به خانه گشت و گوجهفرنگيها رافروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش را دو برابر کند. اين عمل را سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خانه برگشت. مرد فهميد ميتواند به اين طريق زندگی اش را بگذراند، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر برودو ديرتر برگردد خانه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يک گاري خريد، بعد يک کاميون، و به زودي ناوگان خودش را در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت.
5 سال بعد، مرد تبدیل به يکي از بزرگترين خردهفروشان امريکاشده بود . شروع کرد تا براي آيندهي خانوادهش برنامهربزي کند، و تصميم گرفت بيمهي عمر بگيرد. به يک نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي را انتخاب کرد. وقتي صحبتشان به نتيجه رسيد، نمايندهي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نمايندهي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل نداريد، ولي با اين حال توانستيد يک امپراتوري در شغل خودتان به وجود بياوريد. ميتوانيد فکر کنيد به کجاها ميرسيديد اگر يک ايميل هم داشتيد؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً ميشدم يک آبدارچي در شرکت مايکروسافت.»
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 6:53 توسط کمیته علمی
|
آزمون حرفه گرایی:
آزمون زیر نشان میدهد تا چه حد شما نسبت به مسائل پیچیده و آسان مدیریتی عکس العمل نشان میدهید.خواهشمند است ابتدا با دقت به سوال فکر کنید و پاسخ دهید.لطفا به پاسخ زیر آن بلافاصله نگاه نکنید.
1-یک زرافه را چگونه در یک یخچال قرار میدهید؟
ابتدا در یخچال را باز میکنیم و زرافه را در آن قرار میدهیم.
این سوال عکس العمل شما را در برابر پیش آمدها و مسائل سخت یا آسان نشان میدهد.
2-یک فیل را چگونه در یخچال قرار میدهید؟
اگر پاسخ شما این است که فیل را در یخچال میگذاریم اشتباه کرده اید! چون زرافه هنوز در یخچال است!
این سوال توانایی شما را در بازگشت به فعالیتهای قبلی طراحی شده تان نشان میدهد.
3-سلطان جنگل همه حیوانات را در یک مهمانی دعوت کرده است.همه حاضر بودند جز یک حیوان غایب.آن حیوان چه بود؟
فیل! چون شما آن را در یخچال گذاشته اید!
این سوال حافظه شما را نشان میدهد.
4-شما به دلایلی باید از عرض یک رودخانه عمیق که زیستگاه کروکودیلهاست عبور کنید.از هیچ وسیله ای هم نمیتوانید استفاده کنید.چه میکنید؟
خیلی ساده! شما عرض رودخانه را شنا میکنید! مگر نمیدانید سلطان جنگل همه را دعوت کرده است؟ پس کروکودیلها هم نیستند!
منبع:www.worldnewstand.com
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 6:52 توسط کمیته علمی
|
سلام
از آنجا که یکی از نیازهای اساسی هر محقق و مدیری ارتباط قوی و موثر با شبکه جهانی اینترنت میباشد و از آنجا که برای اتصال و استفاده از اینترنت نیازمند به یکسری نرم افزار میباشد بر آن شدیم که کاربردی ترین و مفیدترین آنها را معرفی کنیم.لذا به تدریج با این برنامه ها آشنا میشوید.
و اما در این مبحث چیزی که خیلی حیاتی است امنیت محیط کامپیوتر و شبکه سازمان شماست که به برنامه های امنیتی قوی نیاز دارید تا کامپیوترتان در خلال اتصال به شبکه از گزند هرگونه حمله و صدمه ای در امان باشد.شما به 3 برنامه مهم نیاز دارید که ما طبق تجربیات فراوان و آخرین تستهای بین المللی معروفترین و بهترین آنها را ذکر میکنیم.
1-ضد ویروس:
بهترین ضدویروس دنیا Eset NOD 32 میباشد که درجه Gold را در تستها دریافت نموده و در صدر جدول ضدویروسهای جهان قرار دارد.سرعت اسکن بالا و مصرف بسیار کم منابع سیستم شما و به روز رسانی سریع و قدرت کشندگی ویروسهای مختلف از جمله قابلیتهای ارزنده آن است.
دانلود کنید:Eset NOD 32 را با کرک
2-دیواره آتش:
بهترین دیواره آتش دنیا Agmitum Outpost میباشد که درجه Gold دارد.بسیار قوی عمل میکند و مانع از هرگونه هک و ورود برنامه های جاسوسی و برنامه های مخرب میشود و بر خلاف سایر نرم افزارهای دیواره آتش رایج سوالات متعددی نمیپرسد.
دانلود کنید: Agmitum Outpost
3-ضدجاسوس:
هر چند ما در بالا برنامه هایی را معرفی کردیم که ضریب امنیت سیستم شما را تا حد 90% بالا میبرد ولی احتمال کمی باز هم وجود دارد که برنامه های مخرب وارد کامپیوتر شوند.خصوصا این نرم افزارهای جاسوس که بسیار خطرناک هستند و میتوانند اطلاعات حیاتی و محرمانه شما را سرقت کنند.برنامه Spyware Doctor 4 را میتوان یکی از قوی ترین ها برشمرد که سرعت اسکن بالا و شناسایی قوی دارد و صدمه ای هم به سیستم شما نمیزند.
دانلود کنید: Spyware Doctor 4
+
نوشته شده در یکشنبه 12 آذر1385ساعت 5:50 توسط کمیته علمی
|
با اینکه برای استاد شعر نو سهراب سپهری خیلی احترام قائل هستم ولی محض شوخی چند بیتی در سبک استاد شعر نوشتم شاید لبخندی رو چهرتون بیاد.
اهل دانشگاهم !
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی هم چون من مشروط
و اتاقی که که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند.....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 6 آذر1385ساعت 6:29 توسط کمیته علمی
|
ثبتنام بیش از ۵۵ هزار داوطلب كارشناسی ارشد طی یك هفته
معاون تحقیقات، آزمون و ارزشیابی سازمان سنجش با بیان اینكه ثبتنام آزمون كارشناسی ارشد از ۲۰ آبان آغاز شده است، گفت: طی یك هفته بیش از ۵۵ هزار داوطلب در آزمون كارشناسی ارشد ثبتنام كردهاند.
محمد مهدی اقدم با بیان اینكه ثبتنام آزمون كارشناسی ارشد امسال به صورت اینترنتی صورت میگیرد، افزود: تا كنون استقبال داوطلبان از ثبتنام اینترنتی نسبت به سال گذشته خیلی خوب بوده و مشكلاتی كه داوطلبان تا كنون مطرح كردهاند سوالات فنی بوده است.
وی با اشاره به اینكه طی یك هفته گذشته بیش از ۱۰۰ هزار داوطلب از مراكز پستی كدهای ثبتنام را تهیه كردهاند، به داوطلبان سفارش كرد كه ثبتنام خود را به روزهای آخر موكول نكنند تا اگر برای ثبتنام به مشكلی برخوردند در زمان كافی از كارشناسان سازمان سنجش كمك بگیرند.
خبرگزارى فارس
+
نوشته شده در شنبه 4 آذر1385ساعت 4:16 توسط کمیته علمی
|
واژۀSuccess در فرهنگ نامه های معروف چنین ترجمه شده است:
Oxford:
1:accomplishment of an aim; favourable outcome.
2:attainment of wealth, fame, or position.
3: successful thing or person.
4:doing or getting what you wanted
5:somebody or something that does well or that people like a lot.
Webster:
1:accomplishment of a purpose
2:one who has prospered or won high standing
Babylon:
كاميابي، موفقيت، پيروزي، نتيجه، توفيق، كامروايي
تعریف هدف: به آن دسته از دانایی ها و آگاهی ها که روند فعالیت ها و نتیجه آن را برای فرد و سازمان در آینده مشخص می کند، هدف گفته می شود.
استاد حلت: موفقیت تقدیم به همه کسانی است که منتظر دیگران نمی مانند و با اندیشه های سبز و قدرتمندشان هر آنچه را که می خواهند به دست می آورند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:42 توسط کمیته علمی
|
يک شخص نا محدود در صد در صد اوقات برنده است.براي برنده تمام وقت شدن بايد اين انديشه را پذيرفت که برنده شدن مستلزم وجود بازنده نيست.اگر ارزش شخص به جاي معياري بيروني ،بر درون استوار باشد مجبور نيست ديگري را شکست دهد تا برنده شود.شخص از درون هدايت شده تنها به اين دليل که ديگري در يک روز معين داراي مهارت هايي بيشتر از او بوده به خود بر چسب بازنده نمي زند.
اگر به ذهن خود بسپاريد که نظر دروني شما يک انتخاب شخصي است،مي توانيد اين فلسفه را بپروريد که هر چه هستيد برنده ايد بدون اينکه ابدا خود را فريب دهيد.
اولين گام در راه پرورش نظريه برنده بودن در صد در صد اوقات اين است که اين انديشه را رها کنيد که در مسابقات معين مي توان به اشخاص بر چسب برنده و بازنده زد.نظريه برنده کامل بودن آن است که اجازه مي دهد خودتان را در همه اوقات برنده پنداريد که در اين حال جا براي رشد باقي مي گذارد.چون نتوانستيد به هدفي که مي خواستيد دست يابيد مجبور نيستيد به ديگري بنگريد تا ببينيد چه نوع انساني هستيد .هرگز ضرورتي ندارد که براي تعيين ازرش خود مقايسه اي به عمل آوريد.
نکته مهم اين است که هر کاري که بکنيد فرصتي است تا به خودتان به چشم برنده بنگريد
هيچکس نمي تواند ديگري را در تمام اوقات شکست دهد،اما هر کس مي تواند از هر کاري برنده بيرون آمده هم چنين مهارتهاي بيشتري کسب نمايد،به شرط آنکه در درون، خودش را برنده پندارد.
هر گاه که به تغيير چيزي در وجود خويش علاقه مند شديد اين سه پله را بايد طي کنيد تا اين تغيير جزيي از خويشتن تازه شما گردد:
- فکر کردن همچون يک برنده تمام وقت
يک برنده دايم مي داند که انسان از شکست نيز به اندازه پيروزي چيز مي آموزد.و هيچ چيز ذر زندگي ارزش آن را ندارد که حال آدم را خراب کند.
-احساس کردن همچون يک برنده تمام وقت
احساس برنده تمام وقت بودن حتي در بدترين شرايط نيز امکان دارد.شخص نا محدود مي داند که احساس بد داشتن و افسردگي، اتلاف لحظات با قيمتي است که در زندگي در اختيار دارد از اين رو هيچ موقعيتي ارزش آن را ندارد که شخص راکد شده يا رنج بکشد.
-داشتن رفتاري همانند برنده صد در صد اوقات
به عنوان يک برنده تمام وقت بايد خود را به صورت هدف ببينيد نه وسيله .خودتان را همچون يک شخص تمام و کامل ،شخصي که به صرف وجود داشتن داراي ارزش ذاتي است بنگريد،نه اينکه مجبور باشيد از طريق دستاورد ها و موفقيت ها ارزش خويش را به اثبات رسانيد.
برگرفته از کتاب زنده باد خودم!
نوشته وين داير
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:41 توسط کمیته علمی
|
رویاهایی داریم.یکی از آرمانهای خود را در نظر آورید. شاید رویایی باشد که به فراموشی سپرده شده یا از آن دست کشیده اید.
اگر آن رویا امروز زنده بود زندگی شما چه شکلی به خود می گرفت؟
حالا لحظه ای به رویا هایتان بیندیشید و به اینکه حقیقتاً در زندگیتان چه میخواهید . به اعمال خود فکر کنید.
اعمالی مهم است که انجام می دهید نه آنهایی که گاهی انجام می دهید.
و عامل بوجود آورنده همه اعمال کدام است؟
نهایتاً چه عاملی جهت زندگی ما و این را که « در آینده که خواهیم شد؟ » تعیین می کند؟
پاسخ روشن و مشخص است:
(( تصمیم ما))
این تصمیمات ما،نه شرایط زندگی ماست که سرنوشت مارا تعیین می کند.
قدرت یک تصمیم ساده را که بموقع و با عزمی راسخ به آن عمل می شود دریابید.
در وجودهمه مانیروهایی درونی به ودیعه گذاشته شده که مارا قادرمیکند به رویاهایمان و حتی چیزی بیشتر از آن جامه عمل بپوشانیم.
یک تصمیم می تواند دریچه های زندگی ما را به روی اندوه یا شادی، سعادت یا تنگدستی، مصاحبت یا تنهایی ، و عمری طولانی یا مرگی زودرس باز کند.
از شما می خواهم امروز تصمیمی بگیرید که کیفیت زندگی شما را بلافاصله دگرگون کند، یا آن را بهبود بخشد. کاری را انجام دهید که آن را به تأخیر انداخته بودید .فقط این را بدانید که هر تصمیمی عواقبی به دنبال دارد. حتی هیچ تصمیمی نگرفتن هم ، نوعی تصمیم گرفتن است.
چه تصمیماتی گرفته اید یا در گذشته نگرفته اید که امروز شدیداً زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟
کنترل حوادث زندگی همیشه امکان پذیر نیست، ولی همواره می توانیم واکنش هایی را که در برابر آنها نشان می دهیم و اعمالی را که به دنبال آن انجام می دهیم کنترل کنیم.
اگر می خواهید در زندگی خود تغییری ایجاد کنید همین حالا در مورد اینکه چطور می خواهید آنرا تغییر دهید تصمیم بگیرید.
هر قدر تعداد تصمیم هایی که می گیرید بیشتر باشد در انجام آن ها بهتر عمل خواهید نمود. توان تصمیم گیری هم مثل ماهیچه های بدن با به کارگیری هر چه بیشتر قدرتمند تر می شود.
همین امروز در مورد موضوعاتی که به تأخیر انداخته اید تصمیم گیری کنید. فوراً اولین اقدام را برای تحقق آنها انجام دهید و فردا دومین مرحله را دنبال کنید. با این کار قدرتی را در خود ایجاد می کنید که می تواند کل زندگی شما را دگرگون کند. ما باید به جای اینکه از اشتباهاتمان در عذاب باشیم از آنها درس بگیریم.وگرنه محکومیم که در آینده هم خطاهایمان را تکرار کنیم.
اگر کشتی شما موقتاً به گل نشسته به یاد داشته باشید که هیچ شکستی در زندگی دائمی نیست.تنها نتایج باقی می مانند.به جمله زیرتوجه کنید:
موفقیت ناشی از قضاوت صحیح است. قضاوت صحیح ناشی از تجربه است. و تجربه اغلب ناشی از یک قضاوت نادرست است.
از آخرین اشتباه خود چه درسی گرفته اید که بتوانید از آن برای بهبود زندگی امروز خود استفاده کنید؟
موفقیت وشکست معمولاًٌناشی ازیک رویدادواحدنیست.شکست می تواند حاصل یک غفلت از یک تصمیم گیری به موقع دربرقراری تماس تلفنی و یا کوتاهی در پیمودن راهی اضافه تر و یا ..... باشد.
اقدام ساده ای که امروز می توانید با انجام آن یک حرکت جدید به سوی موفقیت را در زندگی تان آغاز کنید چیست؟
تحقیقات همواره نشان داده اند که افراد موفق معمولاً سریع تصمیم می گیرند و موقعیت های کاملاً حساب شده را به ندرت از دست می دهند و بر عکس افرادی که شکست می خورند معمولاً به کندی تصمیم می گیرند و زیاد تغییر عقیده می دهند.هر گاه تصمیمی منطقی گرفتید ، آنرا از دست ندهید.
هیچ عذری پذیرفته نیست. همین حالا تصمیم بگیرید تا در زندگی خود تغییر ایجاد کنید و به آن عمل کنید.
تنها محدودیتی که در راه رسیدن به آنچه می خواهید برای شما وجود دارد میزان تونایی شما در دقت تعیین آن چیزی است که می خواهید . حال بیایید به شفاف سازی رویاهایتان بپردازید و طی چند روز آینده با ایجاد یک برنامه ریزی از دستیابی به آنها اطمینان حاصل کنید و جمله زیر را هرگز فراموش نکنید :
« برنده درکنارمشکل راه می بیند.بازنده درکنار راه مشکل می بیند»
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:40 توسط کمیته علمی
|
اسم شركت های مهم كامپيوتری چگونه انتخاب شده است؟
تا حالا به اين فکر کرديد که چرا شرکت INTEL را به اين نام گذاشتن يا همين طور شرکت Adobe يا SUN ؟ در زير تاريخچه پيدايش اسم شرکت ها نوشته شده امبدوارم براتون جالب باشه:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:38 توسط کمیته علمی
|
اولين باري كه موفق شدم مكاننما را از سمت راست صفحه به سمت چپ آن ببرم، تمام استادان جمع شدند و با تعجب به كارم نگاه ميكردند !
دكتر محمد صنعتي را شخصي ديدم با حواس بسيار جمع و حافظه قوي (گفت كه نام هزار و دويست مشتري اول زرنگار را حفظ بوده) و خاطراتي جذاب، گفتوگو با دكتر صنعتي در دفتر ايشان صورت گرفت، اتاقي پر از كتاب و ميزكاري كه در گوشهاي از آن يك چاپگر قديمي اچپي جا خوش كرده بود؛ يادگاري از روزهاي سخت اما لذتبخش شروع كار. هنگامي كه از او پرسيدم چطور شده كه آوازه "دكترصنعتي" به اندازه آوازه "زرنگار" ميان عموم مشتريان پيچيده، خنديد و گفت برنامه خاصي براي آن نداشته است. دكتر صنعتي سالها پيش نشان داد، كه در همين مقياس كوچك داخلي، ميتوان چه كارهايي با نرمافزار كرد، اما اين نمايش ادامه نيافت.حكايت تولد و حيات زرنگار را از زبان ايشان ميخوانيد .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:34 توسط کمیته علمی
|