تبليغاتX
کمیته علمی مدیریت دولتی
خسته نباشی !

يكي از روشهاي مديريت اين استكه هر چه را پرسنل تحت مديريت انجام مي دهند شما يك ايراد بگيري و آنها را در حالت هميشه بدهكار قرار دهي . مدير توليد تمام سعي اش را كرده است تا مثلا برنامه توليد را بنحو احسن اجرا كند در بازديد مدير كارخانه يا مدير بالاتر بدون اينكه به اين زحمت و تلاش توجه شود به كثيفي جزئي كف سالن گير داده مي شود . يكبار در يكي از كارخانجات كه مدير كارخانه بودم صاحب كارخانه و مدير عامل در دفتر من حضور داشت قائم مقام ايشان گفت كه آقاي مهندس بعنوان مدير نمونه در استان انتخاب شده اند . ايشان خيلي سريع و مشخصا از روي اجبار تبريكي گفت و سريع به كولر اسپيليت نصب شده روي ديوار اشاره كرد كه چرا اين كولر كج نصب شده است شايسته نيست شما كه مهندس هستي و مدير كارخانه و نمونه هم شده اي در اطاقت كولر كج نصب شود . چون به اخلاقش اشنايي داشتم گفتم كه مي گويم درست كنند در صورتيكه كولر توسط نمايندگي مربوطه و با دقت زياد و بدون عيب نصب شده بود و خودم هم شاهد بودم كه با تراز دقيقا كنترل شده بود . اين روش هميشه بدهكار يك روش منسوخ و بي ثمر در مديريت است . وقتي شما نتواني هر از چند گاهي از زحمات پرسنل تعريف كني و تشويق و فقط ايراد بگيري باعث مي شوي كه بتدريج بيتفاوت شوند . يك فنر را وقتي دائما فشرده نگهداري فنريتش را بمرور از دست مي دهد . انسان كه ماشين نيست نياز به مراقبت وتعمير و نگهداري دارد . يك ماشين را شما هر از چند گاهي استراحت مي دهي و به مسائلش رسيدگي مي كني . انسان كه بيشتر نياز به مراقبت دارد . هميشه هم اين مراقبت پرداخت پول و پاداش نيست گاهي يك تشكر خشك و خالي و يك لبخند اثر بيشتري دارد . خستگي رادر تن پرسنلمان انباشته نكنيم . فشار بيش از حد و غير منطقي نيروهاي با انگيزه و توانمند را نيز افسرده و خسته مي كند . درست است كه بايد به پيش برويم و اين مسابقه را مي خواهيم برنده شويم ولي اگر در اين مسير كه اگر يك مسابقه ماراتن باشد طولاني نيز هست گاهي توقف نكنيم و استراحتي نكنيم و به اب و روغن ماشينمان نرسيم هيچگاه به ته خط نمي رسيم . نيروهاي خسته و بي انگيزه تا پايان راه با ما نخواهند ماند.

از وبلاگ بسیار مفید خاطرات یک مدیر

 

+ نوشته شده در شنبه 28 مهر1386ساعت 10:39 توسط کمیته علمی |

مديريت اسلامي ازجمله واژگان تركيبي است كه پس ازپيروزي انقلاب اسلامي درعرصه انديشه اداره جامعه مطرح گرديد.اين كه تعريف مديريت اسلامي چيست عليرغم ارايه دههامقاله وكتب وبرگزاري همايشهاي متعدد تاكنون درموردآن توافقي حاصل نشده است.اگرچه درمورد واژه مديريت – به دليل گستردگي دامنه بحث- هنوزهم روي يك تعريف واحد ازميان صدها تعريف ‏‏، اجماعي بدست نيامده است اما حداقل برخي ازتعاريف عليرغم تعدد ، مورد انكارواعتراض قرارندارند.امروزه تقريبا مديريت به عنوان فرآيند استفاده بهينه ازمنابع درراستاي اهداف ازپيش تعيين شده مورداجماع است، درحالي كه درمورد مديريت اسلامي ، برداشت واحدي ويا حداقل مورد قبول ، اجمالي وجودندارد. ازديگرسوچون تعريف مديريت اسلامي جاي ابهام است، جايگاه ونقش آن وبه تبع روش مطالعه وتحقيق يا"متدلوژي"آن هم نامعين است. آيا مديريت اسلامي اصلي ازاصول ديني است؟اگرآري درحوزه اصول ديني جزوكلام است يا درحوزه فقه واحكام عملي قرار دارد؟ اگرجزو فقه است عبادت تلقي مي شود ياوجهه ديگردارد؟ آياعمل به آن واجب است مباح است يامستحب؟ البته برخي هم آن را درحوزه اخلاق اسلامي جاي مي دهند. به هرحال چون اين جايگاه ، هم موردتوافق نيست و هم درموردنحوه مطالعه وپژوهش آن ابهام وجوددارد ، بااين وصف نگارنده ازمنظريك پژوهشگر مديريتي سعي دارداين موضوع رابه عنوان يك واقعيت درجامعه موردبحث وبررسي قراردهد. ناگفته نماند، اظهارنظردقيق وكارشناسانه تر نيازمند بررسي تك تك نظريات موجود درمديريت اسلامي است. دراين نوشته به اجمال موضوع مديريت اسلامي مطرح مي شود.


نامشخص بودن جايگاه ونقش مديريت اسلامي باعث شده است نظريه پردازان آن نتوانند تعريف دقيقي ازآن ارايه دهند.عدم ارايه تعريف ، ماهيت آن راهم درابهام قرارداده است.ازديگرسومدافعان مديريت اسلامي هنوزبا ماهيت اصل مديريت مشكل دارند چراكه اگرآنان علم بودن ، هنربودن ويافلسفه واخلاق بودن مديريت رامي پذيرفتند دربيان تركيب مديريت اسلامي باشفافيت بيشتري به بحث مي پرداختند. اگرعلم بودن مديريت پذيرفته شود كه ظاهرا طرفداران آن قابل توجه اند ، براي اسلامي انديشان مشكل مي نمود يك واژه ديني-اسلامي -رابايك واژه علمي تركيب كنند و لابداندكي راحت تر مي شد درموردغلط بودن اين تركيب سخن گفت ياظاهرا برخي مديريت رادرحوزه فلسفه واخلاق ديده اند كه به راحتي مديريت اسلامي بودن رادركنارهم قراردادندكمااين كه فلسفه يوناني يااخلاق شرقي وغربي ازتركيبات رايج است.روشن نبودن اين نكته باعث شده است متدلوژي وروش شناخت معيني براي مديريت اسلامي ارايه نشود.درحوزه مديريت امروزه متدلوژي علمي امري كاملا پذيرفته شده است وهيچ پژوهش وتحقيقي در عرصه مديريت بدون برخورداري ازويژگيهاي علمي تحقيق به آساني بااقبال مواجه نمي شودوحتي آنهايي كه بايك روش قياسي نظريه پردازي كرده اندمبناي نظريه خودرايك پژوهش ميداني وباروش استقرايي قرارداده اند.درهرحال اگربانيان مديريت اسلامي گرايش غالب درفضاي مطالعات مديريت رايج درجهان رابپذيرند شايددرتركيب اين دوواژه يعني مديريت واسلام تجديد نظرنموده وبه راحتي آن هاراكنارهم قرارنمي دادند.البته اگرايشان مديريت اسلامي راكاملا يك اصل ديني تلقي نموده مي بايست بازهم تصريح مي كردند كه جزوعقايد ، احكام عملي يااخلاق است تاازمتدولوژي خاص خودبهره گيرندوالبته دراين صورت سخن گفتن ازمديريت اسلامي قطعا كار يك مجتهد خواهدبودوطبق روال حاكم بر دستگاه سنتي دين، جزكارشناسان ديني كسي اجازه ورود درآن نمي يافت!


شايد مواردمذكوروابهام درتعريف وجايگاه ، خودباعث شده است متولي مشخصي براي مطالعه وتدوين مديريت اسلامي درجامعه معرفي نشود .هنوزمعلوم نيست كدام نهادياگروه وافراد مسئوليت تعريف وترويج مقوله مديريت اسلامي رابرعهده دارند.گاه ديده مي شود يك فقيه ، يك فيلسوف، يك طلبه يا يك نويسنده كم سوادوحتي دانشجويان درمقاطع سطح پائين به خوداجازه مي دهند درموردمديريت اسلامي بگويندوبنويسند وفرضيه سرايي كنند.ظاهرا ازمنظر رهبران فكري نظام هم ، مقوله مديريت اسلامي ازچنان اهميتي برخوردار نبوده است كه متولي خاص براي آن معرفي شود.مشاهده مي شود درمواردي مثل فيزيك ، رياضي ، فلسفه ، ادبيات وعلوم فرهنگستانها وانجمنهايي متولي امرشده اندويادرحوزه فقه وشريعت ، حوزه ها ومدارس علوم ديني توليت دارند.درخصوص علم مديريت هم دانشگاهها دانشكده ها ومراكزعالي آموزشي مسئوليت دارند. اين كه مطالعات مديريت اسلامي بايد به حوزه هاي علميه سپرده شود يابه دانشگاهها ومراكزعلمي يا به انجمنهاوفرهنگستانهاي ويژه ، هنوز معلوم نيست وهرشخصي خودرامختار مي داند ازمنظرخود به موضوع نگريسته ومطلب بنويسد وهيچ شاخص و استانداردي براي ارزيابي آنها وجودنداردمطالعه كتب ومقالات موجود، اين پراكندگي وعدم انسجام وبي ساماني رانشان مي دهند.


تبعات منفي مواردفوق اثرات خودرا درعمل ودراجرا برمديريت واداره كشور درابعاد وعرصه ها ودرسطوح مختلف برجاي گذاشته است.زماني كه بانيان نظريه مديريت اسلامي مدل خودرا-اگرآن را بتوان مدل ناميدكه تقريبا شدني نيست- درمقابل مدلهاي رايج دانش مديريت قرار مي دهند و باطرح تقابل مديريت فقهي ومديريت علمي موضع گيري سختي دربرابرروشي اتخاذ مي كنند كه تمام اركان نظام وسازمانهاي كشورحداقل درظاهربراساس آن بنيان نهاده شده است اين تقابل وايجادتعارض ، پيامدهاي پرهزينه اي براي جامعه بوجودآورده است ، از جمله:اولا مشروعيت سيستم حاكم وجاري ازنظرطرفداران مديريت اسلامي زيرسوال مي رودواين به صلاح نظام نيست كه روشهاي اداره اركان آن نامشروع جلوه داده شود.ثانيادرمواقع وموقعيتهايي براساس همين استدلال كه ، علم مديريت مطلوب جامعه مانيست ومديريت مقبول مامديريت اسلامي است.با ذهنيتي كه خوددارند افرادي رادرسازمانها ومراكزتصميم گيري قرارمي دهند كه حتي فكرآن ، انسان رامتاسف مي سازد ، كما اين كه درسنواتي دربرخي ازوزارتخانه ها وموسسات عمومي افرادي باداشتن سوادخواندن ونوشتن اماباظاهر وسيمايي ديني وزيرووكيل ومديركل واستاندار وفرمانده وفرماندار ورئيس شدند ، كه هنوزكسي هزينه هاي آن را محاسبه نكرده است .اگراين هزينه ها محاسبه مي شد بي گمان تاسف همگان را برمي انگيخت.ثالثا دلسردي وعدم امنيت شغلي درميان بسياري ازاساتيد وصاحب نظران دانشگاهي رشته مديريت بخصوص دردهه اول بعدازانقلاب باعث شد ازتوان آن ها حداكثربهره گرفته نشودودرحال حاضر هم نسبت به بسياري ازآن ها به بهانه عدم آراستگي ديني ، بي مهري مي شود.رابعا بي صاحب بودن وفقدان توليت مشخص اين مقوله ، به هرشخص بي مايه اي اجازه داده است ازفضاي حاكم سودجسته ونوشته هاي سبك وبه دور از مايه علمي خود راتحت نام مديريت اسلامي عرضه نموده وازلحاظ مادي وكسب موقعيت كاذب سودجويي نمايد.اعمال نفوذبرخي ازاين افراد وقبولاندن نوشته هايشان به عنوان كتاب درسي كه چاپهاي متعدددرتيراژ بالا رابراي ايشان درپي داشته است ازآن جمله است .خامسا سوء استفاده ازبرخي شخصيتهاي ترازاول علمي وحوزه ها ووادركردن آنها براي نوشتن كتب ومقاله حول مديريت اسلامي درحالي كه آثارآنها بدليل بيگانگي شان باماهيت وجايگاه مديريت ازاعتبار چنداني برخوردارنيست باعث وهن اين بزرگان شده وگاه تناقضها وتزاحمهاي بين نظرات ايشان باعث سوء استفاده مخالفانشان شده است.


تركيب واژه ‏اسلامي دركنارواژه مديريت وتبادرنوعي قداست موضوع درذهن ، درفضاي كنوني كشور موجب شده است محققان وصاحب نظران ازترس هجمه وتكفيروتفسيق كمترجرات نقدوتجزيه وتحليل نوشته هاي مذبورراپيداكنند واين موردنقد قرارنگرفتن ازپويايي آثار طرفداران مديريت اسلامي كاسته است.چراكه هيچ نظريه ومدلي مادام درمعرض نقدقرارنگيرد ره به سوي كمال نخواهدپيمود.چه بسااگرعنوان اين تركيب "مديريت ايراني" يا"مديريت بومي" بود ، منتقدان تمايل بيشتري به نقدآن مي يافتند و شايدهمين نقدناپذيرتلقي شدن مديريت اسلامي باعث شده است هرانسان بي مايه اي باگردآوري چندآيه وحديث ازاحساسات پاك وبي پيرايه جامعه سوء استفاده نموده وبه طرح ديدگاه خودبه نام مديريت اسلامي پرداخته وهيچ مرجع وپايگاهي براي ارزيابي وحداقل اظهارنظر درموردآثاروي وجودنداشته باشد.

منبع
+ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386ساعت 17:24 توسط کمیته علمی |

از بازدیدکنندگان عزیز تقاضا میشود به این گزارش به دیده تحقیق و تامل بنگرند و به این بیندیشند که ما هنوز متاسفانه در مدینه قاضله قرار نداریم و باید با عقل گرایی مدیریت کنیم نه احساسات خام و سلیقه های بی مورد.

دروغ پردازیهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
سازمان مدیریت و برنامه ریزی در یک دروغ پردازی آشکار به مقایسه وضعیت حقوق و مزایای دستگاههای دولتی پرداخته است که برخی از آنها را که مجال پرداختن است ذکر میکنیم.
به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس گزارش کارشناسی شده سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که در رابطه با حقوق پرداختی به دستگاه‌ها تهیه شده است، حداقل دریافتی دارندگان مدرک تحصیلی لیسانس در گروه 12 شغلی در وزارت آموزش و پرورش 4 میلیون و 994 هزار ریال (499 هزار تومان) است.
آیا دروغی به این شاخداری می توان پیدا کرد؟ آیا میتوان معلمی را در ایران پیدا کرد که گروه 14 باشد(2 گروه بالاتر) و این حقوق را بگیرد؟
بنده دبیر یکی از شهرستانهای آموزش و پرورش تهران هستم با 21 سال سابقه، گروه 14 حقوق و مزایای من در فروردین سال هشتاد و شش،3962640 ریال بود. پس این آقایان حتما از چیز دیگری سخن میگویند که ما معلمان از آن خبر نداریم. شاید هم اینها میخواهند سر ملت کلاه بگذارند؟ شاید هم میخواهند احساسات مردم را بر علیه معلمان تحریک کنند؟
همچنین:
طبق گزارش سازمان مدیریت و برنامه ریزی معلمان از نظر تعداد ساعت کار، کمترین میزان کار را در طول یک هفته که بین 18 تا 24 ساعت است دارند. این در حالی است که ساعت کار در اکثر دستگاههای دولتی در هفته 44 ساعت است.
همچنین برای معلمان حق التدریس اضافه کار یک هشتادم مجموع حقوق و فوق العاده شغل و جذب است که 2 برابر اضافه کار دیگر دستگاههاست.

آیا واقعاً معلمان 18 تا 24 ساعت در هفته کار میکنند؟ اگر این حرف درست است پس چرا آموزگاران در کلیه مدارس ابتدائی باید تمام طول هفته را در مدرسه حضور داشته باشند که 28 ساعت میباشد. همچنین تمام مدیران و معاونان در سه مقطع ابتدائی، راهنمائی و دبیرستان 36 ساعت در مدرسه حضور دارند.
تنها در مقطع راهنمائی و دبیرستان، دبیران 24 ساعت موظف به کار هستند. آنهم کاشکی به معلمان بیشتر از این اجازه میدادند کار کنند تا آنها مجبور نشوند به شغلهای دیگر روی بیاورند و نتیجه آن تضعیف نقش معلمی در آنها بشود. و فرزندان مملکت اینچنین آسیب ببینند.
تازه آیا تدریس کردن با کارها خدماتی و صنعتی و اداری و غیره یکی است؟ آیا این آقایان اهمیت تدریس را با کارهای دیگر یکی میدانند؟ آیا این آقایان مگر نمیدانند طبق اعلام سازمان یونسکو یک ساعت تدریس برابر با 4 ساعت کار مفید است. و معلمان از 80 دقیقه 60 دقیقه کار مفید دارند. اما در سایر مشاغل در ایران بازای هر 8 ساعت 2 ساعت کار مفید است. آیا واقعاً رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی این را نمی داند؟
نظر عزیزان میتواند این بخش را تکمیل کند.
مدیر وبلاگ
نظر چند نفر از همکاران
من دبیر فوق لیسانس با گروه ۱۲ و ۱۴ سال سابقه دریافتی ۳۱۲۰۰۰ تومان میباشد تازه ان هم با حقوق و مزایای مناطق محروم و الا مشابه من در شهرکمتر از این را میگیرند با ۴۹۹۰۰۰ تومان سالها فاصله داریم ...؟ واقعامسولینی که از حقوق مردمش خبر ندارند چگونه خود را مدعی ما میدانند؟؟؟؟

بهخدا قسم اقای برقعی من با ۱۸ سال سابقه با مدرک لیسانس حقوق فروردین ۸۶ من۳۹۶۰۰۰هزار تومان در حکم است و پس از کسورات قانونی ۲۹۵۰۰۰ تومان دریافتمیکنم شما در مورد کدام کشور حرف می زنید

سلام

توجه شما و دیگر همکاران را به این نکته جلب می کنم که موظفی دبیران نیز سابق بر این
۲۲ساعت بوده که اوایل انقلاب خواهش کردند به خاطر شرایط انقلاب و تنگناهای موجود لطفاْ ۲۴ساعت تدریس کنید گفتیم چشم! حال آن که ۲۲ساعت تدریس۲۲ساعت فرصت مطالعاتی نیاز دارد یعنی دقیقاْ۴۴ساعتی که سایر کارمندان محترم دولت در هفته خدمت می کنند.

دبیری از شهرستان ملکان
با سلام خدمت مدیریت وبلاگ که نظرات ما را منعکس می کنیدسخنی با رسانه های کهدر مورد معلمان دروغ پراکنی می کنند.
آواز دهل از دور شنیدن خوش است
.!!!
بهتعطیلات فرهنگیان غبطه نخورید ما حاضر نیستیم تابستان بیکار بمانیم وقتی قرار استبه دلیل تامین نشدن بودجه مسافرت، ما در خانه ماندگار شویم، حسنی در این تعطیلات مننمی بینم .من یکی که تابستان ها خیلی از بیکاری رنج می برم قطعا اکثر فرهنگیان بامن هم عقیده اند
.
مردم عزیز بدانند کارمندان سایر ادارات کارهای اداره را در محلکار انجام می دهند ولی ما معلمین در منزل خویش مدت های مدیدی صرف طراحی سوالاتامتحانی نموده و مجددا ورقه های چندین مدرسه را در منزل خویش اصلاح می کنیم علاوهاز این ها ما مجبوریم همیشه شب ها مطالعه کرده و سر کلاس درس حاضر شویم از این لحاظنیز شرمنده اعضای خانواده خویش هستیم( دانش آموزان شاهد این ادعا های ماهستندما یک همکارفرهنگی داریم شیفت شب پرستار یکی از بیمارستانها میباشند ایشان بدون ریا ادعا مینمایند شغل معلمی خیلی سخت تر از شغل پرستاریاست
.!!!
آری به نظر من هم، معلمی یکی ازمشاغل سخت جامعه است
.
مردم عزیزشاید در مقایسه فیش حقوقی فرهنگیان با کارمندان برخی ادارات اختلاف چندانی مشاهدهنکنید ، بدانید برخی از مزایائی تحت عناوین مختلف برای آنان در نظر گرفته می شود وزندگی آنان را رو به راه می کند.( پس لرزه ها)اکثر مدارس ما فرسوده و ازرده خارج هستند و یاحداقل امکانات رفاهی را ندارند ما مجبوریم در کلاسهای غیراستاندارد جوانی خود را بگذرانیم اوایل من در مدرسه ای بودم که از نعمت برق نیزبرخوردار نبود!(من به در گفتم لیکن بشنوند مو به مو دیوارها!!)
منبع
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 20:49 توسط کمیته علمی |

  دلایل رشد روزافزون تورم

آفتاب: برداشت بی‌رویه دولت از حساب ذخیره ارزی، افزایش طرف تقاضا، کاهش شدید بودجه‌های عمرانی، کاهش شدید سرمایه‌گذار‌ی‌ها و تزریق لجام گسیخته منابع مالی سیستم بانکی به بنگاه‌های به اصطلاح زودبازده خود اشتغال‌زا طرف تقاضا را شدیدا افزایش و طرف تولید را شدیدا کاهش داده است. این را دکتر «بهمن آرمان» اقتصاددان در تحلیل رشد روزافزون نرخ تورم در سال جاری می‌گوید.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: دولت در یک سیاستی که از آن به عنوان «عدالت‌محوری» نام می‌برد به تقاضاهای روزافزون دامن زده در عین حال حجم سرمایه‌گذاری‌ها را شدیدا کاهش داده است. بنابراین،‌ در چنین شرایطی، طبیعی است که میزان تقاضا افزایش یافته و میزان تولید کاهش یابد.

آرمان تصریح کرد: دولت به منظور کاهش نرخ تورم داخلی تعرفه واردات بسیاری از کالاها را شدیدا کاهش داده و در نهایت تلاش کرده است از طریق واردات ارزان قیمت نرخ تورم داخلی را کنترل کند در حالی که این امر منجر به کاهش درآمدهای دولت شده و واحدهای تولیدی داخل را با بحران روبرو کرده است.

وی اضافه کرد: همچنین واردات بی‌رویه و ارزان قیمت موجب شده که میزان بیکاری افزایش یافته، میزان کسری بودجه دولت افزایش یابد و در نتیجه این اقدام‌های غیر علمی اقتصادی باعث شده تا محافل معتبر بین‌المللی نرخ تورم را در سال جاری بیش از 20 درصد برآورد کنند.

این اقتصاددان بر این اساس افزود: دولت به جای اینکه با افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها و ایجاد امنیت اقتصادی، تولید داخلی را افزایش داده و میزان عرضه کالاها و خدمات را افزایش دهد به موج سنگین افزایش تقاضا تحت عنوان عدالت محوری دامن زده و تولید داخلی را سرکوب کرده است که چند نمونه از آن کاملا آشکار است.

وی در تشریح نمونه‌های این اقدام دولت، گفت: طبق آمار رسمی منتشر شده توسط انجمن بین‌المللی آهن و فولاد، میزان افزایش تولید فولاد در ایران در هفت ماهه نخست سال میلادی جاری تنها 8/0 درصد بوده است و هیچ گونه سرمایه‌گذاری جدیدی در بخش صنایع پتروشیمی صورت نگرفته است و به علت تحریم‌های اقتصادی امکان امضای هرگونه قراردادی برای پروژه‌های توسعه‌ای وجود ندارد.

آرمان تاکید کرد: در چنین شرایطی که دولت به درآمدهای افسانه‌ای نفت دست پیدا کرده، به جای اینکه این منابع در خدمت تولید و سرمایه‌گذاری و خروج از مدار توسعه نیافتگی به کار گرفته شود، صرف واردات کالاهای مصرفی می‌شوند که نمونه آن واردات دو هزار و 900 تن شکر از ابتدای سال گذشته تا پایان اردیبهشت سال جاری است.

آرمان اظهار داشت: اتخاذ سیاست‌های غیر علمی اقتصادی باعث شده، اقتصاد کشور دچار بحران شده، بیکاری افزایش یابد و رشد اقتصادی کاهش پیدا کند. این در حالی است که وزارت کار و امور اجتماعی به دروغ آمار و ارقامی را منتشر می‌کند، مبنی بر این که از طریق بنگاه‌های خود اشتغال‌زای زود بازده که دارای هیچ گونه تعریف علمی نیستند و در علم اقتصاد از آنان نامی برده نشده، نرخ بیکاری کاهش پیدا کرده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: آمار و ارقام منتشره از سوی وزارت کار و امور اجتماعی در حالی است که وام‌های خود اشتغال‌زایی که در ابعاد سنگین از طریق سیستم بانکی به متقاضیان پرداخت می‌شود، در بازار آزاد خرید و فروش شده و به مصارف غیرتولیدی می‌رسند. بنابراین، در چنین شرایطی طبیعی است که طرف تقاضا افزایش یافته و نرخ تورم افزایش یابد.


http://www.aftabnews.ir/vdcgnn9aky9n3.html
+ نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 21:31 توسط کمیته علمی |

واگذاری هما به بخش خصوصی، پیامدها و الزامات

واگذاری شرکت هواپیمایی ملی ایران ـ هما ـ همانقدر که به مثابه گامی اساسی در راستای اجرایی شدن اصل چهل‌وچهارم قانون اساسی مایه امیدواری است، به‌همان‌‌اندازه به‌‌عنوان اقدامی غیرفنی و کارشناسی‌نشده، می‌‌تواند نگران‌کننده باشد. زیرا هرجا دولت بدین‌شکل بی‌محابا در بستر خصوصی‌سازی وارد شده، از این هم‌بستری نامبارک، فرزندی عقیم زاده شده که نه به پدر (دولت) به‌عنوان تکیه‌گاهی مطمئن توانسته اتکا کند و نه به مادر (بخش خصوصی). 

به آن‌چه در ادبیات اقتصادی این کشور، "خصوصی‌سازی" نام گرفته، همواره با دیده تردید نگریسته شده و این نگرش نه از سر بی‌انصافی و خصومت، که از نحوه عملکرد مسئولان متولی خصوصی‌سازی برخاسته‌است. خصوصی‌سازی که به‌زعم اکثریت قریب به‌اتفاق کارشناسان اقتصادی، کاراترین راهکار در جلوگیری از فربه‌تر شدن دولت است، در دولت‌های سابق و اسبق بیش از آن‌که واگذاری تام‌وتمام بنگاه‌های اقتصادی به بخش خصوصی (صاحبان سرمایه) باشد، اعطای زمام امور این بنگاه‌ها به مقربان قدرت بوده؛ که در واقع نه خصوصی‌سازی که "خاص سازی" بوده‌است.

تأکیدات رهبر انقلاب بر اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی و عزم مسئولان کشور در تحقق این اصل، باعث شده فصل جدیدی از پرونده خصوصی‌سازی در اقتصاد کشور گشوده شود که هدف نهایی آن، کاهش هرچه بیش‌تر تصدی‌گری دولت در بخش‌های مختلف اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت و نهایتا برقراری عدالت اجتماعی و گسترش رفاه عمومی باشد.

در این میان به نظر می‌رسد واگذاری غیرکارشناسی برخی سازمان‌های دولتی و بنگاه‌های اقتصادی، بیش‌ازآن‌که در راستای اهداف یادشده باشد، در نهایت نتیجه‌ای معکوس به همراه خواهد داشت. از آن جمله می‌توان به تلاش دولت برای هموار کردن مسیر خصوصی‌سازی سازمان هواپیمایی ملی ایران ـ هما ـ اشاره کرد. این نوشته قصد دارد به تبعات مختلف این واگذاری از دو وجهه اقتصادی و امنیتی بپردازد.

تبعات اقتصادی
بی‌شک هدف از واگذاری مؤسسات و شرکت‌ها به بخش خصوصی، علاوه بر کاهش تصدی‌گری دولت، انتفاع سرمایه‌گذاران بخش خصوصی از درآمدهای حاصله از بنگاه اقتصادی مذکور است. به‌همین‌دلیل است که بسیاری از کارشناسان بر این باورند که خصوصی‌سازی می‌تواند باعث افزایش ثروت ملی و برقراری عدالت اجتماعی شود. بااین‌حال آن‌چه در واگذاری هما نقض غرض به نظر می‌رسد، توجه به این نکته است که هما در حال حاضر شرکتی زیان‌ده است با بالغ بر میلیاردها تومان بدهی. در چنین وضعیتی بسیار منطقی به نظر می‌رسد که بخش خصوصی هیچ علاقه‌ای به خرید سهام هما نداشته‌باشد و این امر تلاش دولت برای واگذاری هما را عقیم می‌سازد. 

آن‌چه باعث شده هما در وضعیت کنونی باقی بماند و با توجه به بدهی‌های میلیاردی‌اش ورشکست نشود، کمک‌های عظیم دولتی به این سازمان بوده‌است. کمک‌هایی که پس از رفع زعامت دولت، قطع خواهد شد و مدیران جدید باید برای برون‌رفت از بحران مالی پیش رو، در پی چاره‌ای باشند. در این صورت دو حالت متصور است: نخست آن‌که، مدیریت جدید هما ـ پس از واگذاری به بخش خصوصی ـ برای کاهش هزینه‌ها به اقداماتی هم‌چون تعدیل نیرو و کاهش کارمندان خود متوسل شود که این امر با شعار برقراری عدالت اجتماعی که از اهداف خصوصی‌سازی است در تضاد خواهد بود و علاوه بر این باعث بروز تنش‌هایی در عرصه اجتماعی و سیاسی خواهد شد. 

راهکار دوم فراروی مدیران هما، افزایش قیمت بلیت پروازها است. امری که با توجه به اوضاع اقتصادی گریبانگیر اقشار مختلف جامعه، نارضایتی این اقشار و نیز کاهش مسافران را به دنبال خواهد داشت. از این منظر واگذاری هما به بخش خصوصی معادله پیچیده‌ای به نظر می‌رسد که صرف عرضه بخشی از سهام آن در بورس، چاره‌ساز نخواهد بود.

بنابراین پیش از هرگونه اقدام در زمینه واگذاری هما به بخش خصوصی لازم است، پیش بینی های لازم انجام پذیرد. دولت در ابتدا باید راهی بیابد برای سودده کردن این سازمان، که با توجه به شرایط موجود بعید به نظر می‌رسد.

تبعات امنیتی
سپردن سازمانی هم‌چون هما به بخش خصوصی از دید امنیتی نیز دارای نکات قابل توجهی است. در همه جای دنیا چنین مرسوم است که بخشی از مسئولیت‌های عموما حراستی ـ امنیتی فرودگاه‌ها برعهده سازمان‌های نظامی و امنیتی است. در ایران نیز سپاه پاسداران که این مسئولیت را برعهده دارد، نگاه ویژه‌ای به حوزه تحت مسئولیت خود دارد. 

چنان‌که در ماجرای فرودگاه امام، سپاه به دلیل آن‌چه سپرده شدن امنیت کشور به دست یک شرکت خارجی نامیده‌ بود، خودروهای خود را روی باند فرستاد و مانع از فرود هواپیماها به باند فرودگاه امام شد. این عمل سپاه نشاندهنده حساسیت بالای چنین مسائلی در ذهن مقامات این ارگان دارد. تا جایی‌که حتی اگر لازم باشد در مقابل دولت قانونی وقت نیز به مخالفت برخیزند. 
حال با توجه به این موضوع، سپردن بزرگترین سازمان هواپیمایی کشوری به بخش خصوصی، دارای تبعات مهمی خواهد بود که درنهایت منجر به نتایجی خلاف آن‌چه موردنظر دولت است، خواهد شد. هرچند اشاره برخی مسئولان به این نکته بوده که قرار نیست کلیت هما به بخش خصوصی واگذار شود، با این‌حال صاحبان سهام هما این حق را بر خود مسلم می‌پندارند که در تصمیم‌گیری‌های کلان این سازمان نقشی عمده و اساسی ایفا نمایند. و این می‌تواند محل تضارب سلایق و عملکردهای مسئولین آینده هما به شمار رود.

تبعات دیگر
گذشته از تمامی این فرض‌ها، آن‌چه تاکنون قطعی شده تلاش دولت برای رفع تصدی‌‌گری خود بر هما است. تلاشی که به زعم بسیاری از کارشناسان نیاز به بررسی دقیق‌تر و زمان بیش‌تری دارد. اما آن‌چه جای نگرانی‌ست، عملکردهای مشابه دولت در زمینه‌های تخصصی است که با نگاهی کاملا غیرتخصصی به موضوع وارد شده و با تحمیل خسارات و هزینه‌های بسیاری به بخش‌های مختلف، بعد از مدتی راهی نو در پیش گرفته‌است. این نگرانی وجود دارد که در این موضوع هم پیش از تدقیق در جزئیات و تبعات، طرح اجرایی شود و پس از مدتی و با بروز مشکلات متوقف گردد و این گمان در اذهان عمومی تسری یابد که نگاه مسئولان به مقوله خصوصی‌سازی همچون گذشته، غیرکارشناسی و سطحی است.

http://www.fararu.com/vdch.mnit23niqftd2.html

+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 9:16 توسط کمیته علمی |

A Timeline of Management

1880 - Scientific Management

Frederick Taylor decides to time each and every worker at the Midvale Steel Company. His view of the future becomes highly accurate:

"In the past man was first. In the future the system will be first."

In scientific management the managers were elevated while the workers' roles were negated.

"Science, not rule of thumb," said Taylor.

The decisions of supervisors, based upon experience and intuition, were no longer important. Employees were not allowed to have ideas of responsibility. Yet the question remains -- is this promotion of managers to center-stage justified?

1929 - Taylorism

The Taylor Society publishes a revised and updated practitioner's manual: Scientific Management in American Industry.

1932 - The Hawthorne Studies

Elton Mayo becomes the first to question the behavioural assumptions of scientific management. The studies concluded that human factors were often more important than physical conditions in motivating employees to greater productivity.

1946 - Organization Development

Social scientist Kurt Lewin launches the Research Center for Group Dynamics at the Massachusetts Institute of Technology. His contributions in change theory, action research, and action learning earn him the title of the "father of organization development." Lewin is best known for his work in the field of organization behavior and the study of group dynamics. His research discovered that learning is best facilitated when there is a conflict between immediate concrete experience and detached analysis within the individual.

1949 - Sociotechnical Systems Theory

A group of researchers from London's Tavistock Institute of Human Relations, led by Eric Trist, studied a South Yorkshire coal mine in 1949. Their research leads in the development of the Sociotechnical Systems Theory which considers both the social and the technical aspects when designing jobs. It marks a 180-degree departure from Frederick Taylor's scientific management. There are four basic components to sociotechnical theory:

  • environment subsystem
  • social subsystem
  • technical subsystem
  • organizational design.

1954 - Hierarchy of Needs

Maslow's hierarchy of needs theory is published in his book Motivation and Personality. This provides a framework for gaining employees' commitment.

1954 - Leadership/Management

Drucker writes The Practice of Management and introduces the 5 basic roles of managers. He writes, "The first question in discussing organization structure must be: What is our business and what should it be? Organization structure must be designed so as to make possible the attainment of objectives of the business for five, ten, fifteen years hence."

1959 - Hygiene and Motivational Factors

Frederick Herzberg developed a list of factors which are closely based on Maslow's Hierarchy of Needs, except it more closely related to work. Hygiene factors must be present in the job before motivators can be used to stimulate the workers.

1960s - Organization Development

In the 1950s and 1960s a new, integrated approach originated known as Organization Development (OD): the systematic application of behavioral science knowledge at various levels (group, intergroup, and total organization) to bring about planned change

1960 - Theory X and Theory Y

Douglas McGregor's Theory X and Theory Y principles influence the design and implementation of personnel policies and practices.

Late 1960s - Action Learning

An Unheralded British academic was invited to try out his theories in Belgium -- it led to an upturn in the Belgian economy. "Unless your ideas are ridiculed by experts they are worth nothing," says the British academic Reg Revens, creator of action learning:

L = P + Q ([L] Learning occurs through a combination of programmed knowledge [P] andthe ability to ask insightful questions [Q])

Note that his work has had little impact on this side of the ocean, although it remains one of the best ways to learn and to improve an organization.

1964 - Management Grid

Robert Blake and Jane Mouton develop a management model that conceptualizes management styles and relations. Their Grid uses two axis. "Concern for people" is plotted using the vertical axis and "Concern for task" is along the horizontal axis. The notion that just two dimensions can describe a managerial behavior has the attraction of simplicity.

1978 - Performance Technology

Tom Gilbert publishes Human Competence: Engineering Worthy Performance. It describes the behavioral-engineering model which become the bible of performance technology. Gilbert wrote that accomplishment specification is the only logical way to define performance requirements. Accomplishments are the best starting points for developing performance standards. In addition, accomplishments are the best tools for the development of performance-based job descriptions as they allow management to describe the measurement that is important to the organization, specific to the position, and observable.

1978 - Excellence

McKinsey's John Larson asks colleague Tom Peters to step in at the last minute and make a presentation that leads to "In Search of Excellence." Thus Tom Peters spawns the birth of the "management guru business."

1990 - Learning Organization

Peter Senge popularized the "Learning Organization" in The Fifth Discipline: The Art and Practice of the Learning Organization. He describes the organization as an organism with the capacity to enhance its capabilities and shape its own future. A learning organization is any organization (e.g. school, business, government agency) that understands itself as a complex, organic system that has a vision and purpose. It uses feedback systems and alignment mechanisms to achieve its goals. It values teams and leadership throughout the ranks. He called for five disciplines:

  • System Thinking
  • Personal Mastery
  • Mental Models
  • Shared Vision
  • Team Learning.

1995 - Ethics

On December 11, 1995 a fire burned most of Malden Mills to the ground and put 3,000 people out of work. Most of the 3,000 thought they were out of work permanently. CEO Aaron Feuerstein says, "This is not the end" -- he spent millions keeping all 3,000 employees on the payroll with full benefits for 3 months until he could get another factory up and running. Why? He answers, "The fundamental difference is that I consider our workers an asset, not an expense."

Business Process Management (BPR) - 2000

This is actually a slow advance in process management:

http://www.nwlink.com/~donclark/history_management/management.html

+ نوشته شده در سه شنبه 3 مهر1386ساعت 6:18 توسط کمیته علمی |