پیش بینی های آلفا و بتا
تحول و دگرگوني اجتماعي و پيش بيني رخدادهاي آينده يكي از موضوعات
مورد علاقه آينده پژوهان است. با اين وجود، تلاش هاي متعدد در حوزه علوم
انساني براي تقليد ازعلوم طبيعي و رسيدن به دقت قابل قبولي براي پيش بيني
رخدادهاي آينده و شناسايي مسير دگرگوني اجتماعي تا كنون كمابيش با شكست
مواجه شده است. در واقع احتمال ظهور پديده هاي شگفت انگيز در زمينه رفتار
اجتماعي انسان ها بيشتر از احتمال ظهور پديده هاي شگفت انگيز در زمينه
رفتار جهان مادي و طبيعي است. از اين رو كساني كه تلاش كرده اند براي پيش
بيني وضعيت آينده يك سيستم اجتماعي از قوانين اداره كننده و مدل هاي علت و
معلولي مشابه قوانين اداره كننده و مدل هاي مورد استفاده درعلوم طبيعي
همچون علم مكانيك استفاده كنند، با مشكلات فراواني مواجه شده اند. اين
دشواري و پيش بيني ناپذيري اساسا در ماهيت انسان ريشه دارد. آزادي انتخاب
مسير و عدم تطابق هميشگي رفتار با ترجيحات ذهني بيان شده، باورها و ارزش
ها از جمله ويژگي هاي متمايز انسان و سيستم هاي متشكل از انسان است. گاهي
اوقات از طريق تحليل شخصيت و ملاحظه واقعيت هاي موجود همچون استعداد ها و
توانمندي ها، مي توان مسيرهاي دگرگوني زندگي يك فرد را محدود ساخت و در
نتيجه به يك يا چند پيش بيني قابل قبول و معتبر درباره وضعيت آينده زندگي
وي دست يافت. بي ترديد حتي اين پيش بيني ها در برابر اتفاقات شگفت انگيز
خوشايند يا ناگوار و به طور كلي مواردي كه تحت عنوان شانس و اقبال شناخته
مي شوند، آسيب پذيرند. حضور در مكان مناسب در زمان مناسب يا برعكس حضور در
مكان نامناسب در زمان نامناسب شايد تاثيرات چشمگيري بر مسير زندگي يك فرد
بگذارد. از همه مهم تر حضور فرد در جامعه موجب مي شود كه از طريق تعاملات
و روابط متقابل رسمي و غير رسمي با اجزاء ديگر سيستم اجتماعي، يعني افراد
ديگر، جهت يا جهت هاي مشخصي به عنوان سمت حركت مطلوب يا مشروع از ديد عرف
يا قوانين حاكم بر جامعه براي او تعريف شوند.
كنترل روابط متقابل غير رسمي و تسلط بر ماهيت تعاملات ياد شده كاري دشوار
و احتمالا غير ممكن است. از سوي ديگر پيش بيني وقتي امكان پذير است كه
توانايي كنترل وجود داشته باشد. بنابراين با توجه به فقدان كنترل بر روابط
اجتماعي تقريبا همه حدس هاي مربوط به آينده وضعيت يك فرد در جامعه تا
زماني كه وضعيت آينده روشن نشده است به يك اندازه درست خواهند بود. خلاصه
اينكه مي توان گفت كه پيش بيني وضعيت آينده يك فرد، چه كمترين تاثير را از
محيط بگيرد و چه اسير هنجارهاي مختلف اجتماعي باشد، از پيش بيني وضعيت
آينده پيچيده ترين سيستم هاي مكانيكي دشوارتر است. چنين ضعفي را مي توان
در مقياسي بزرگ تر به جامعه و به طور كلي هر سيستم متشكل از انسان ها
تعميم داد. در واقع همانطور كه حدس هاي مختلف درباره وضعيت آينده يك فرد
پس از روشن شدن وضعيت نهائي او ابطال مي شوند، حدس هاي مختلف درباره وضعيت
آينده يك جامعه يا ملت در نگاه به عقب شايد خنده دار به نظر برسند.
اما اذعان به ناتواني در زمينه پيش بيني درست وضعيت آينده يك فرد يا يك
سيستم متشکل از افراد نبايد موجب دلسردي و نااميدي شود. بر اساس چنين
بينشي مي توان در چارچوب هاي تحليلي، كه از آنها براي مطالعه و بررسي
آينده سيستم هاي متشكل از انسان ها استفاده مي شود، اصلاحاتي اعمال كرد.
نخست اينكه فعاليت و انرژي اختصاص يافته براي پيش بيني آينده را بايد به
سمت شكل بخشيدن به آينده سوق داد. در واقع به جاي پرداختن به موضوع لاينحل
پيشبيني، پرسشي اساساً متفاوت و البته با معناتري را بايد مطرح كرد.
آينده پژوهان و علاقه مندان به وضعيت آينده سيستم هاي متشكل از انسان ها
بهتر است به جاي پيشبيني آينده و سپس اقدام بر پايهي آن، پارادايم ذهني
خود را تغيير داده و در نبود هيچ روش اتكاپذيري براي پيشبيني به دركي
نظاممند از بهترين انتخابهاي ميانمدت براي شكل بخشيدن به آينده درازمدت
دست يابند.
چنين كاري مستلزم اتخاذ رويكردي پيش دستانه و فعالانه به جاي رويكردهاي
مرسوم و متعارف انفعالي است. در يك رويكرد انفعالي تلاش مي شود در فواصل
زماني مشخص اطلاعاتي درباره قوانين اداره كننده و واقعيت هاي موجود سيستم
هاي متشكل از انسان ها جمع آوري شده و پس از تحليل اين اطلاعات حدس هايي
درباره وضعيت آينده سيستم هاي مذكور ارائه شوند. در حالی که بي ثبات كردن
قوانين اداره كننده و كمرنگ ساختن يا از بين بردن واقعيت هاي موجود به
گونه اي كه مسير دگرگوني اجتماعي به سمت خواسته ها و انتظارات كليدي معطوف
شود، فقط در يك رويكرد پيش دستانه و فعالانه موضوعيت پيدا مي كنند. دوم
اينكه معيار ارزيابي يك پيش بيني بايد
سودمندي آن باشد و
نه درست يا غلط بودن
آن. شايد چنين به نظر برسد كه پيشبيني خوب لزوماً بايد به حقيقت بپيوندد.
به بيان ديگر اگر پيشبيني غلط از آب در آيد بعضي افراد آن را به كلي
بيفايده و حتي زيانبار مي دانند. به عنوان مثال، فردي كه به پيشبيني وضع
آب و هوا توجه ميكند در صورت شنيدن خبر غلط نامساعد بودن وضع هوا ممكن
است تداركات غيرضروري انجام دهد و يا به دليل اين كه وضع هوا خوب پيشبيني
شده، خود را براي هواي بد آماده نكند.
واضح است كه پيشبيني وضع هوا
هنگامي خوب است كه درست باشد. اكثرا همين معيار را براي پيشبيني دگرگوني
اجتماعي نيز بهكار ميگيرند. اما اين كار به دو دليل اشتباه است. اول به
اين دليل كه نميتوان دقت پيشبيني را از قبل تعيين كرد و دوم به اين دليل
كه پيشبينيهاي آلفا و بتا در نظر گرفته نميشوند. پيش بيني هاي آلفا و
بتا دو شيوه متمايز آينده نگري هستند که عناوين آنها را شخصا انتخاب کرده
ام. تعريف ساده و مختصر پيش بيني هاي نوع آلفا و بتا به شرح زير است:
پيش بيني نوع آلفا به يک پيش بيني گفته مي شود که به خاطر بيان آن به وقوع بپيوندد
پيش بيني نوع بتا به يک پيش بيني گفته مي شود که به خاطر بيان آن به وقوع نپيوندد
پيشبينيهاي
آلفا و بتا نتيجه و رويداد نهايي را تغيير ميدهند. به عنوان مثال، من پيش
بيني مي کنم که فردا صبح، پنير، کره و عسل خواهم خورد. تحقق اين پيش بيني
در آينده به اراده و قدرت من بستگي دارد. يعني اينکه اولا بخواهم و دوما
بتوانم. علاوه براين، پژوهش هاي انجام گرفته توسط
رابرت كينگ مرتون
نشان مي دهد كه اگر از يك فرد بخواهيم رفتار آينده خود را پيش بيني كند
احتمال تحقق آينده پيش بيني شده افزايش مي يابد. برخلاف پيش بيني هاي
آلفا، پيش بيني هاي بتا اساسا هولناک هستند. اين نوع پيشبينيها نتيجه و
رويداد نهايي نامطلوب را تغيير ميدهند. مثلا مشاوران مدير عامل، ورشکستگي
قريب الوقوع شرکت را پيش بيني مي کنند و بنابراين مديرعامل با تغيير خط
مشي خود و اصلاح تصميم هاي خود جلوي تحقق آن را ميگيرد. رويداد مطلوب
نهايي تنها به اين دليل تحقق مييابد كه فرد مذکور بر اساس يک پيش بيني
هولناک دست به كار شده است. به عنوان مثالي ساده تر مي توان به خانمي، که
براي روابط زناشويي و خانوادگي خود اهميت چنداني قائل نيست، اشاره کرد.
اگر بر فرض يک پيش بيني هولناک راجع به آينده، مثلا ازدواج مجدد همسرش،
دريافت کند سريعا دست به کار شده و مسير اقدامات و شيوه رفتار خود را
تغيير مي دهد. در واقع تصميمگيرنده پيشبيني نامساعد را دريافت كرده و
بنابراين جلوي تحقق آن را ميگيرد. آيا اين پيشبيني بد است يا خوب؟ پاسخ
اين است كه اين پيش بيني ها بسيار سودمند و مفيد هستند زيرا به نتيجه
بهتري منجر مي شوند. در اينجا ارزش پيشبيني در سودمندي آن است، نه در
تحقق آن.
بايد به اين نكته مهم توجه كرد كه پيشبينيها نبايد بر
اساس تحقق يا عدم تحقق آنها ارزيابي شوند. مهمتر از آن، بايد به ديگران
ياد داد كه خوبي يك پيشبيني در كاربردي بودن آن است و اين كه بتوان با
استفاده از آن تصميمهاي بهتري گرفت، نه اينكه آيا نهايتا به واقعيت
ميپيوندد يا نه.
برای مطالعه بیشتر:
نمونه ای از پیش بینی های نوع بتا توسط ایالات متحده آمریکا
پیش گویی محقق کننده
انتخاب های هوشمندانه
تفکر ارزشی
برنامه ریزی پابرجا برای یک قرن
برای آشنایی با موارد ابطال پذیری امکان پیش بینی های نوع آلفا و بتا یا
به عبارت دیگر موارد مقاوم در برابر پیش بینی های نوع آلفا و بتا مرجع زیر
را ببینید:
The Boundary of the Self-Fulfilling Prophecy and the Dilemma of Social Prediction
By Richard L. Henshel
The British Journal of Sociology, Vol. 33, No. 4 (Dec., 1982), pp. 511-528
وحيد وحيدي مطلق
چاپ اين مقاله
منبع
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 22:27 توسط کمیته علمی
|
پارادایم های مدیریت برتر در هزاره سوم
خلاصه : مدیریتسازمان ها، همانند هر پدیده ای دارای ماهیتی پویا هستند. میزان پویاییمدیریت سازمان، بسته به مجموعه اقدامات عملی و کنش های فکری مدیران است. برای برون رفت از چالش هایی که سازمان ها با آن روبه رو هستند، همخوانیکنش های فکری و اقدامات عملی مدیران جزء حیاتی ترین عرصه عملیاتی است. بهمنظور پویا و نوآورانه کردن مدیریت سازمانی، باید شاخص های عمل را موردتوجه جدی قرار داد. یک بخش عمده از شاخص ها که نیاز به توجه جدی دارند،شاخص های ضعف مدیریت سنتی است و بخشی دیگر توجه عمیق بر شاخص های مدیریتبرتر و نوین است. در نوشته حاضر تلاش شده است هر دو دسته از شاخص هایمدیریت سنتی و مدیریت برتر ارائه و تشریح شود.
متن مقاله:
اشاره:
مدیریت سازمان ها، همانند هر پدیده ای دارای ماهیتی پویا هستند. میزان
پویایی مدیریت سازمان، بسته به مجموعه اقدامات عملی و کنش های فکری مدیران
است. برای برون رفت از چالش هایی که سازمان ها با آن روبه رو هستند،
همخوانی کنش های فکری و اقدامات عملی مدیران جزء حیاتی ترین عرصه عملیاتی
است. به منظور پویا و نوآورانه کردن مدیریت سازمانی، باید شاخص های عمل را
مورد توجه جدی قرار داد. یک بخش عمده از شاخص ها که نیاز به توجه جدی
دارند، شاخص های ضعف مدیریت سنتی است و بخشی دیگر توجه عمیق بر شاخص های
مدیریت برتر و نوین است. در نوشته حاضر تلاش شده است هر دو دسته از شاخص
های مدیریت سنتی و مدیریت برتر ارائه و تشریح شود.
مطالعات تاریخی مؤید این موضوع است که شکوفایی و رونق فرهنگی در حوزه
عمومی و در سطح فراگیر و گسترده، منوط به عصر رفاه اجتماعی و متعلق به
جوامع برخوردار است. لیکن این قاعده به معنی نفی نقش نخبگان و فرهیختگان و
تأثیر آفرینش های زیبا شناختی ارباب ذوق و معرفت نیست. اصولاً این دو حوزه
نه تنها رابطه پارادوکسیکال با هم ندارند، بلکه معرف و مکمل یکدیگر نیز
هستند. از طرفی در اقتصاد توسعه، میزان مصرف کالاها و خدمات فرهنگی، یکی
از شاخصهای اصلی سنجش توسعه یافتگی نظام فرهنگی محسوب می شود.
با این رویکرد، دستیابی به رشد و رونق فرهنگی، فارغ از فراهم ساختن زمینه
های توزیع عادلانه و بهره مندی مردم از کالاها و خدمات فرهنگی و هنری در
چارچوب اصل حاکمیت مصرف کننده میسر نیست. لذا دولت های مدرن با استفاده از
علم اقتصاد برای تحقق اقتصاد رفاه و جامعه برخوردار و زیست شاداب، حول
محور تنظیم تولید و عرضه کالاها و خدمات فرهنگی و مدیریت بهینه منابع،
دائم در فرآیند سیاستگذاری و برنامه ریزی دخالت می کنند و از طریق اعمال
سیاستهای کنترل همچون برقراری معافیت های مالیاتی و هدفمند کردن پرداخت
یارانه ها در پی حصول تعادل و برقراری عدالت اجتماعی هستند.
براساس نظریات نئوکلاسیک ها، برای تحلیل ابعاد اقتصادی فعالیت های انسانی،
علم اقتصاد به شاخه های گوناگونی تقسیم شده است و روش شناسی اقتصادی در
شکل رویکرد انتخاب عقلایی به یک پارادایم عام در علوم اجتماعی بدل شده که
کلیه حوزه های رفتار انسان را در بر می گیرد.
رویش شاخه های متعدد بر تنه تنومند درخت اقتصاد، در حوزه های مختلف و
متنوع اجتماعی، چون اقتصاد محیط زیست، اقتصاد سیاسی، اقتصاد خانواده،
اقتصاد ورزش، اقتصاد آموزش، اقتصاد بهداشت و درمان، اقتصاد فرهنگ و...
امکان تجهیز دولت ها را برای اجرای برنامه های توسعه و افزایش رفاه
اجتماعی مهیا ساخته است.
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در این راستا به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات
حاکم بر تولید و مصرف بخش های مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت
معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعه یافته برای فهم نسبت فرهنگ و
اقتصاد به مثابه یک رویکرد روش شناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای
در حال توسعه از جمله کشور ما، در مراحل جنینی به سر می برد.
تعریف و تدوین ادبیات مربوط به مقوله اقتصاد فرهنگ و شناخت ابزار و تکنیک
های مورد نیاز برای سنجش نسبت فرهنگ و اقتصاد نیازمند تلاشی مستمر،
آگاهانه و علمی است که انجام پژوهش های بنیادی- کاربردی و استفاده از
تجربیات سایر کشورها در این زمینه قطعاً روشنگر این مسیر و راهنمای مناسبی
برای ورود اندیشمندان، اقتصاد دانان، بنگاه های فرهنگی و هنری و دولتمردان
به این حوزه است.
از این منظر، اقتصاد فرهنگ ناظر بر شناخت مناسبات و تعاملات بین حوزه های
تولید و آفرینش، مصرف و بازار بوده و با استفاده از نظام آماری و جمع آوری
و پردازش داده های اطلاعاتی، قادر خواهد بود دولت را در تخصیص و تجهیز
مکفی اعتبارات فرهنگی از محل منابع عمومی یاری کرده و در اتخاذ شیوه های
حمایتی و هدایتی مناسب به منظور تشویق و ترغیب مشارکت بخش غیردولتی در
فعالیت های فرهنگی و افزایش سهم سرمایه گذاری افراد و بنگاههای فرهنگی و
هنری در تولید و عرضه کالاها و خدمات فرهنگی در حوزه سیاستگذاری و برنامه
ریزی هدایت کند.
اقتصاد فرهنگ با کشف روابط علی بین اقتصاد و فرهنگ و ارائه مدل کارآمد
توسعه پایدار، راه را برای رونق و شکوفایی فرهنگی و هنری هموار می سازد و
بیش از آنکه در صدد ارزیابی و قضاوت هنجاری از اقدامات و فعالیت های
فرهنگی و هنری باشد، به دنبال تحلیل آثار اقتصادی این فعالیت ها و ارائه
دانش کمی درباره عوامل مؤثر بر اقدامات، سیاستها، برنامه ها، فعالیت ها و
مطلوبیت ها از زاویه هزینه- منفعت و تبیین محدودیت های حاکم بر عرضه و
تقاضای کالاهای فرهنگی و هنری است.
نکته مهمی که باید توجه داشت، فواید اجتماعی فعالیت های فرهنگی و هنری است
که به دلیل محدودیت ابزار و تکنیک های سنجش در این زمینه، قابل اندازه
گیری نیست. لیکن درک مشترک از سودمندی این فعالیت ها، نقطه اتکا و اکتفا
بوده و غالباً کمتر محلی برای اختلاف و چانه زنی در این مورد وجود دارد.
مع الوصف در کشورهای در حال توسعه به دلایل ساختاری، ارزشی- هنجاری،
تاریخی- سیاسی و مدنی و فرهنگی، تغییر نگرش های فرهنگی و ایجاد پیوند
معیشت و فرهنگ و هنر نیازمند تحولات سخت افزاری و نرم افزاری است.
برخی از دولت های سرزمینی برای حفظ و صیانت از حاکمیت ملی، از جذب مفاهیم
جدید، بروز آسیب های احتمالی و ورود به فرآیند تغییرات و تهدید جامعه
پذیری شهروندان، معمولاً از تعاملات فرهنگی پرهیز می کنند و اغلب هزینه
سنگینی نیز متحمل شده و در چنین شرایطی تعیین واقعی هزینه فرصت تأمین مالی
بنگاه های فرهنگی عمومی و حمایت از بنگاه های فرهنگی خصوصی، توسط دولت ها
با مشکل مواجه می شود و علی رغم تخصیص منابع و اعتبارات به دلیل عدم اقبال
به رویکرد اقتصادی با فقدان مهندسی مشاور فرهنگی، سهم فعالیت های در توسعه
اقتصاد ملی مشخص نمی گردد.
غفلت از این معنا، جوامع را به تدریج با تحلیل فرهنگی و سازمان و سامان
فرهنگی، رکود فعالیت ها، ادبار به تولید و آفرینش و کاهش مصرف کالاها و
خدمات فرهنگی، تغییر رفتارهای فرهنگی و اجتماعی و گرایش به توافق بر
ناهنجاریها، رشد یأس و ناامیدی و در نهایت با فقدان عدالت و تعادل اجتماعی
و فاصله گرفتن از اقتصاد رفاه و بروز بحران های ملی مواجه خواهد ساخت.
در مقابل برای تغییر رفتار و نگرش در مدیریت استراتژیک فرهنگی، اصلاح
ساختاری در حوزه فرهنگ و هنر تدوین استراتژی و انتخاب مدل منطقی توسعه
فرهنگی، دستیابی به نظام آماری و جمع آوری اطلاعات، شفاف سازی و اطلاع
رسانی فرهنگی، سنجش ارزش افزوده بخش فرهنگ و هنر در اقتصاد ملی، تعیین سهم
فرهنگ و هنر در تولید ناخالص داخلی، تجهیز و تخصیص منابع لازم، طراحی و
کارآمد نمودن نظام آموزش فرهنگی از پی آمدهای قهری اتخاذ رویکرد اقتصادی
به فرهنگ و هنر به عنوان مناسب ترین گزینه برای توسعه فرهنگی و مهندسی
اجتماعی است.
منابع:
۱- The Ecohomic Approach to Art and culture.۲- Aesthetics.
۳- آلن پیکاک-
ایلدریزو، اقتصاد فرهنگ و سیاست های فرهنگی، مترجم، اعظم محمد بیگی، مرکز
پژوهشهای پیشنهادی معاونت فرهنگی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۵
منبع.
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 6:58 توسط کمیته علمی
|
بهداشت روانی
فردي از نظر رواني سالم است كه بتواند از وضعيت و
موقعيت اجتماعي خود استفاده نموده، از عهده وظايف محوله به خوبي
برآمده و از انجام آن احساس رضايت و خرسندي نمايد. بنابراين اگر ما
داراي رواني سالم هستيم بايد از بروز فشارهاي مختلف، دلهره، ترس
بيهوده، تنشهاي عصبي، خستگيها و ناراحتيها در زندگي خود پرهيز كنيم و
در برابر نااميديها، شكستها و پيشامدهاي غيرمنتظره نيز هرگز سستي از خود
نشان ندهيم زيرا در هر حال زندگي و طبيعت داراي قوانيني است كه تمام
آنها مورد پسند ما نيست. به طور مثال تعداد كمي از آرزوهاي جواني صورت
حقيقت به خود ميگيرد، چيزي كه در اين ميان بسيار مهم است طرز برخورد
افراد با مشكلات زندگي است و بهداشت رواني هر شخص مربوط به اين طرز
برخورد ميباشد. ممكن است هيجانات و فشارهاي روحي در زندگي روزمره باعث
بروز بيماريهاي متعدد در ارگانهاي مختلف بدن گرديده و لازم است از آنها
پيشگيري به عمل آيد، لذا رعايت اصولي در پيشگيري از اين امر مهم،
فوقالعاده حائز اهميت است. اهم اين نكات عبارت است از :
1ـ نسبت به ادامه زندگي هرگز بيعلاقگي نشان ندهيد.
2ـ فعاليت اجتماعي خود را با تحمل بدني خود متناسب
كنيد.
3ـ در مقابل مصائب سخت و ناگوار مقاوم بوده و هرگز
سستي از خود نشان ندهيد.
4ـ متكي به خود و خداي خود باشيد.
5ـ در تمام كارها توكل بر خدا كنيد و با انجام فرايض
ديني هميشه به ياد خدا باشيد كه اين امر در فرو نشاندن بسياري از
هيجانات اين جهان مادي و معطوف نمودن ذهن به جهان ابدي بسيار مؤثر
است.
6ـ اميال و آرزوهاي خود را كنترل كنيد.
7ـ با همه افراد به ويژه با خانواده و بستگان خود با
احترام رفتار كنيد و هرگز درصدد توهين و تحقير كسي نباشيد.
8ـ خندان و گشادهرو باشيد.
9ـ به شيوهاي واقعبينانه عمل كنيد و از اوهام و
خرافات برحذر باشيد.
10ـ حسود و كينهتوز نباشيد و از حسرت بپرهيزيد.
11ـ توقع بي جا و بي مورد نداشته باشيد.
12ـ از تلقينات سوء و ناهنجار اجتناب كنيد.
13ـ از سوء ظن جداً بپرهيزيد.
14ـ واقع بين و خوشبين باشيد.
۱5ـ از آنچه انسان را زياد هيجان زده ميكند بپرهيزيد.
16ـ انعطافپذير باشيد و در برابر رفتار ديگران گذشت را
هرگز فراموش نكنيد.
17ـ از مبارزه و مواجهه با مشكلات زندگي هرگز نااميد
نشويد.
18ـ رفتاري متناسب با سن و شخصيت خود داشته باشيد.
19ـ به اندازه كافي استراحت نماييد و از شب
زندهداري خستهكننده بپرهيزيد.
20ـ در حد اعتدال غذا بخوريد و تغذيه سالمي داشته
باشيد.
21ـ هفتهاي يك بار استراحت نموده و سالي يك ماه نيز
به گردش و تفريح بپردازيد.
22ـ ورزش و استنشاق در هواي آزاد و پاك را فراموش
نكنيد.
23ـ به سوي طبيعت برويد، زيباييهاي طبيعت را ببينيد،
به آنها بينديشيد و به خوبيها فكر كنيد.
24ـ براي انجام كارهاي فكري جاي راحت و خلوتي را
انتخاب كنيد.
25ـ از داد و فرياد بيهوده خودداري كرده و در مقابل
مسايل روزمره خونسردي خود را حفظ نماييد.
26ـ وقتي عصباني هستيد، عصبانيت خود را با يك فعاليت
بدني بيرون بريزيد.
27ـ از پرخوري پرهيز نموده و وزن خود را در حد متناسبي
حفظ نماييد.
28ـ هرگز در اختلافات ديگران مداخله نكنيد، مگر در
فرصتهاي مناسب و در محيط آرام و آنهم صرفاً براي رفع اختلافات طرفين.
29ـ مشكلات عاطفي خود را در سينه دفن نكنيد، اگر درد
دلي داريد با افراد مورد اعتماد به درد دل بپردازيد تا موجب تسلي خاطر و
آرامش شما گردد.
30ـ حتيالامكان هر مشكل را حل شده تصور كنيد و در
فرصتهاي مناسب در حل آنها بكوشيد تا از بروز هيجانات در امان باشيد.
31ـ اگر در آنِ واحد با چند مشكل مواجهيد بهتر است آنها
را يك به يك حل كنيد.
32ـ از مراقبتهاي پزشكي غافل نباشيد.
33ـ براي انجام كارهاي روزمره برنامهريزي صحيحي
داشته و از عجله كردنهاي بي مورد بپرهيزيد.
****
منبع: مقاله "
بهداشت
رواني
" - برگرفته از وبلاگ
: http://edum.blogfa.com/
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 15:29 توسط کمیته علمی
|
شركت های بیمه رتبه بندی شدند
دكتر كهزادی، رییس كل بیمه مركزی ایران در یك نشست مطبوعاتی عملكرد 6ماه اول سال 86 صنعت بیمه را اعلام و رتبهبندی شركتهای بیمه را بر اساس گزارشهای مالی سال 85 از نظر حضور در بازار، كارایی عملیاتی، حضور در بازار سرمایه، توانایی مالی و ایفای تعهدات و شفافیت در گزارشگری مالی عنوان كرد.
(رتبهبندی شركتهای بیمه در جدول شماره یك آمده است).
او همچنین از قبول بیمهنامه شخص ثالث به جای وثیقه در مراجع قضایی، اصلاح آییننامه 28 و 29نمایندگی، اصلاح آییننامه 42سرمایهگذاری، اصلاح بیمهنامه شخصثالث و تعیین حق بیمه بر اساس رفتار راننده، ممنوعیت اعطای كد نمایندگی به اقوام و استعلام بیمهنامه شخص ثالث با مشاركت شركتهای بیمه دولتی و خصوصی خبر داد. دكتر كهزادی با توجه به ترازنامه تركیبی شركتهای بیمه مستقیم افزود: جمع كل دارایی شركتهای بیمه با 25درصد رشد از 28هزار و 106 میلیارد ریال در سال 84 به 35 هزار و 79 میلیارد ریال در پایان سال 85 افزایش یافته است. این افزایش متاثر از رشد 4/27درصدی جمع بدهیها و ذخایر فنی و نیز رشد 7/17درصدی حقوق صاحبان سهام شركتهای بیمه است كه البته بخش قابل توجهی از این داراییها به سرمایهگذاری در بخشهای مختلف تخصیص داده شده است؛ به نحوی كه مجموع سرمایهگذاریهای شركتهای بیمه در سال 1385 بالغ بر 17 هزار و 577 میلیارد ریال بوده است و از جمع مبلغ فوق نیز 13هزار و 754میلیارد ریال آن به شركتهای بیمه دولتی و مابقی به شركتهای بیمهخصوصی و مناطق آزاد اختصاص دارد.
كهزادی گفت: بر اساس صورت سود و زیان تركیبی شركتهای بیمه مستقیم، حق بیمه صادره مجموع شركتهای بیمه در سال 85 با 26درصد رشد نسبت به سال قبل از آن از 21هزار و 585میلیارد ریال به 27هزار و 315 میلیارد ریال افزایش یافته است. لازم به ذكر است كه سهم بیمههای دولتی از مجموع حق بیمه صادره، 82درصد میباشد كه نسبت به سال 1384، 5درصد كاهش نشان میدهد، در مقابل سهم بیمههای خصوصی در سال 85 به همین میزان افزایش داشته است.
با توجه به مجموع عملیات بیمهای شركتها، تحت تاثیر درآمدهای بیمهای و كسر هزینههای مربوط و با احتساب افزایش ذخایر فنی سود ناخالص معاملات بیمهای مجموع شركتها از یك هزار و 421 میلیارد ریال در سال گذشته به یك هزار و 251 میلیارد ریال در سال 1385كاهش یافته است.
صورتهای سود و زیان و ترازنامه شركتهای بیمه در جداول شماره 2 و 3 آمده است.
تولید حق بیمه و جایگاه جهانی صنعت بیمه كشور
رییس كل بیمه مركزی ایران اعلام كرد: حق بیمه تولیدی صنعت بیمه در سال 1385 به حدود 9/26563میلیارد ریال (معادل 9/2میلیارد دلار) رسید كه این رقم 08/0درصد از مجموع حق بیمههای تولیدی بازار بیمه جهان است. سهم جمهوری اسلامی ایران از حق بیمه تولیدی كشورهای خاورمیانه 7/15درصد است كه مقام اول در تولید حق بیمه را در این منطقه به خود اختصاص داده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 10:46 توسط کمیته علمی
|
+
نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت 23:38 توسط کمیته علمی
|