|
دكتر حسن هاشمي |
· انگيزه شما از تاسيس بيمارستان چشم پزشكي نور چه بود؟
انگيزه تاسيس بيمارستان نور به سابقه شكل گيري گروه چشم پزشكي نور در سال 1372 بر مي گردد.در آن مقطع شاهد فارغ التحصيلي افرادي بوديم كه رتبه نخست كنكور يا داراي بورد تخصص چشم پزشكي هستند اما چون ظرفيت استخدام در مراكز دانشگاهي وجود ندارد انرژي اين افراد هدر مي رفت يا بعضي كشور را ترك مي كرد ند. بنابراين اغلب كساني كه مي ماندند احساس سرخوردگي و خسارت مي كردند و بعضي اصلا مسير زندگي شان عوض مي شد. آن موقع فكر مي كردم كه اگر ما بتوانيم در بخش خصوصي مراكزي را در رشته هاي مختلف پزشكي ايجاد كنيم ، مي توانيم اين نيروها را جذب كنيم و خود اين ها مي توانند مراكز دانشگاهي را به چالش بكشند، با اين انگيزه ارزشمند گروه چشم پزشكي نور تشكيل شد.
فكر مي كرديم با ايجاد بخش خصوصي بتوانيم محدوديت هايي كه براي خريد و ورود و راه اندازي تجهيزات در مراكز دانشگاهي وجود دارد ، هم چنين تنگ نظري هايي كه در واگذاري كار به افراد جوان تر هست را بر طرف كنيم. بنابراين در آن مقاطع توانستيم خيلي از كارهاي جديدي كه امروزه در كشور به عنوان روش هاي برتر در تشخيص و درمان جراحي هاي چشم استفاده مي شود را راه اندازي كنيم و دوره هاي آموزشي براي چشم پزشكان برگزار كنيم.
همين عاملي شد براي اينكه كارمان توسط بقيه همكاران در سراسر كشور الگو برداري شود. اگر شما نگاه كنيد از آن تاريخ به بعد تعداد زيادي مراكز خصوصي تحت عنوان كلينيك هايي با عناوين مختلف يا مراكز جراحي محدود بوجود آمدند. معتقدم توجه ما به آموزش و پژوهش ، در خود باوري نيروهاي جواني كه فارغ التحصيل مي شدند ، تاثير زيادي داشت. يعني آنها متوجه شدند همه چيز استاد دانشگاه شدن نيست بلكه مي شود خارج از آن محيط هم بود و كار علمي و پژوهشي انجام داد و به نوعي حتي روي مراكز دانشگاهي هم اثر گذار بود. با وجود اينكه مطمئن بوديم ساخت و راه اندازي بيمارستان از نظر اقتصادي كار مقرون به صرفه اي نيست ولي براي ارتقاي سطح خدماتي كه مي داديم ، فكر مي كرديم لازم است بيمارستاني با اين مشخصاتي كه اكنون شما ملاحظه مي كنيد تاسيس شود و مشاهده مي كنيد در تمام رشته هاي فوق تخصصي چشم ، همكاران من مشغول ارايه خدمت به بيماران هستند.

اين گفتگو در حين كنفرانس مالي اخير اين شركت در سانفرانسيسكو انجام شد. چند ساعت تنفس بين سخنراني ها كافي بود تا رهبران گوگل را به پاي ميز گفتگو بكشانيم. "اشميت"، مدير اين شركت. "سرجي برين" و "لري پي"ج بنيان گذاران گوگل. بر روي...

كن بلانچارد (KEN BLANCHARD)
انديشمند بزرگ حوزه مديريت، مقاطع مختلف دانشگاهي را تا دكترا در رشته هاي حكومت و فلسفه، جامعه شناسي، آموزش و رهبري در دانشگاه كرنل طي كرد. او هم اكنون به عنوان عضو هيئت امناء دانشگاه و به عنوان استاد رشته تربيت مشاور، رهبري و رفتار سازماني در دانشگاه ماسوچوست مشغول فعاليت است. بلانچارد سخنراني ماهر است كه صادقانه و از صميم قلب سخن مي گويد. او مشاور سازمانهاي بزرگي نظير جنرال موتورز، ديزني، هوندا، كداك و... بوده است. بلانچارد به همراه همسرش شركتهاي بلانچارد را تاسيس كرده كه در زمينه آموزش و مشاوره مديريت در سطح جهان عمل مي كند.
بلانچاردجوايز بسياري را در حوزه مديريت و رهبري و منابع انساني از آن خود كرده است. او مانند دراكر و دمينگ جايزه مشاوران بين المللي مديريت را از آن خود كرده است. بلانچارد نويسنده اي بسيار برجسته و موثر است كه تاكنون بيش از 30 كتاب منتشر كرده كه به زبانهاي متعدد ترجمه شده و در ميليونها نسخه به فروش رفته است. بلانچـــارد در سال 1982 كتاب مدير يك دقيقه اي را به همراه اسپنسرجانسون منتشر كرد كه در حوزه مديريت موفقيت بسياري يافت و بيش از 9 ميليون نسخه از آن به فروش رفت. كتابهاي بلانچارد همواره درصدر كتابهاي پرفروش قرار داشته است. او موضوعها و زمينه هاي مختلفي نظير توان افزايي، مديريت و رهبري، مديريت كيفيت، مديريت اجرايي، كار تيمي و... را مورد بررسي قرار داده است. او كار تيمي را عملاً در نوشتن كتابهاي خود نيز به اجرا درآورده و بسياري از كتابهاي خود را به صورت گروهي نوشته است. از نكات بارز كتابهاي بلانچارد استفاده از سبك داستاني و بيان و توضيح مفاهيم و پيامها از زبان شخصيتهاي داستان است.
بلانچارد در كتابهايش مي آموزد كه ...
مطلب این بار یک مصاحبه با مدیر یکی از نمونه های موفق استفاده از آموزش الکترونیکی در ایران هستش. کسی که هفته پیش و با بر پا کردن جلسه مدیران سایت ها، در اوایل این هفته بلوایی در فضای مجازی ایران و فارسی زبانان درست کرد. فکر کنم تا حالا ی حدسایی زدید :) . برای خودش وبلاگ اینجا و اینجا داره.
این سوال و جواب به صورت غیر همزمان و از طریق ایمیل انجام شده و برای همین ممکنه بعضی جواب ها به اون صورتی که شما انتطار دارید نباشه.
توجه کنید که این نوشته به هیچ وجه برای تبلیغات نیست و فقط برای آشنا شدن با یکی از نمونه های موفق ایرانی، از آموزش الکترونیکی هستش و به عنوان نویسنده این وبلاگ این موسسه رو نه رد می کنم نه تایید، فقط به بررسی اون پرداختم.
خودتون رو معرفی کنید و بگید در حال حاضر مشغول چه فعالیت هایی هستید؟
من شایان شلیله متولد 11/4/62 هستم، فعالیت اصلی من از حدود 6 سال گدشته در زمینه آموزش و امور فرهنگی بوده. و در حدود 3 سال آخر نیز بصورت کامل در زمینه آموزش مجازی و آموزش از طریف اینترنت فعالیت می کنم و در حال حاضر مدیر سایت http://www.olc.ir/ هستم
سمت شما در olc چیه؟
من در OLC به عنوان مدیر سایت فعالیت می کنم.
کار بروی آموزش الکترونیکی را از کی شروع کردید؟
آموزش از راه دور از خیلی از سال ها پیش در شرکت OLC کار می شده است. از سال 1979 اما از 3 سال پیش تحقیقات راه اندازی سایت شروع و در مدت زمان کوتاهی شکل واقعی گرفت تا حدی که یک سال بعد OLC تمام کلاس های آموزش حضوری خود را کنسل کرد و کلیه فعالیت های خود را روی آموزش مجازی معطوف کرد.
چه افرادی در olc کار می کنند؟
سایت OLC را من و کیان شلیله پایه گزاری کردیم. و اللان در سایت 5 نفر کار می کنند.
آیا می توانید یک نمودار سازمانی ارائه کنید؟
سایت تشکیل شده است از مدیر سایت. مدیر برنامه نویسی. مدیر آموزش و بازرگانی
ایده olc از کجا اومد؟
آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی یک ایده جهانی هستش. که همه به ناچار باید یک روز به سمت کاملا الکترونیکی پیش می رویم. ایده OLC سه سال پیش در جهت رشد و توسعه فرهنگ استفاده از اینترنت و توسعه فرهنگی ایجاد شد.
این موسسه به چه موسسات و سازمان های دیگری وابسته است با با آن ها ارتباط دارد؟
ما با خیلی از موسسات فعالیت می کنیم. با موسسات برزگ و دانشگاه خارجی ارتباط های خوبی داریم و از همیشه در حال تبادل اطلاعات هستیم
فرض کنید یک نفر تازه وارد سایت olc می شه و می خواد از امکانات اون استفاده کنه. چه مراحلی رو باید طی کنه؟ سایت و افراد اون چه مراحلی رو طی می کنند (گردش کاری)؟
استفاده از خیلی از امکانات سایت برای تازه وارد ها رایگان است. و این در جهت گسترش فرهنگ و دانش است. هدف ما از راه اندازی سایت بازار های خارج از کشور می باشد و ما سعی می کنیم در داخل ایران بیشتر جنبه های فرهنگی آموزش و توسعه و بالا بردن سطح دانش را در پیش داشته باشیم
Elearning.blogspot.com
«اينگوار کمپراد»، بنيانگذار IKEA که به عنوان چهارمين مرد ثروتمند جهان شناخته شد، سوار بر اتومبيل قديمي پانزده ساله ميشود و براي سفرهاي هوايي خود از صندليهاي ارزان قيمت economy استفاده ميکند. او نود هزار کارمند خود در سراسر جهان را به صرفهجويي و ساده زيستن توصيه ميکند.
از او پرسيده شد که آيا واقعا سوار اتومبيل قديمي Volvo ميشود، و او در پاسخ گفت: اتومبيل من مربوط به 15 سال پيش است و به نظر من هنوز جوان و قابل استفاده است.
از او در اين مورد در شرکت او به افراد گفته ميشود از هر دو سمت کاغذ براي نوشتن استفاده کنند پرسيدند و او در پاسخ تاييد کرد: چرا که نه؟ خود من هم همين کار را ميکنم.
در ادامه او گفت: هر چه که ما درآمد کسب ميکنيم بايد ذخيره کنيم. ما هنوز نياز به توسعه گروه IKEA داريم. ما نياز به سرمايهگذاري زيادي براي رسيدن به بازار روسيه و چين داريم.
«اينگوار کمپراد» پس از جنگ جهاني دوم در آلاچيق کوچک واقع در باغچه خانهاش فروشگاهي را راهاندازي کرد که در آن وسايلي از قبيل ساعت، مداد، خودکار و کارت تبريک ميفروخت. او ميگويد که در آن زمان بعد از يک سال کار موفق شدم که براي خود دوچرخهاي بخرم.
در سال 1950 که دولت سوئد پروژه ميليوني ساخت خانه را تصويب و شروع کرد، او با تيز هوشي از اين موقعيت استفاده کرد و وارد تجارت فروش لوازم خانه شد.
در هفته گذشته او 500.000 فرانک سوييس به مدرسهاي که پسر او تحصيلاتش را در آن گذرانده است، کمک کرد.
در آخر او گفت که من از اينکه وارد سن 80 سالگي ميشوم، هراسي ندارم و بسيار کارهاي زيادي است که بايد انجام دهم. اصولا من حتي فرصتي براي مردن ندارم