تبليغاتX
کمیته علمی مدیریت دولتی

بهداشت روانی

فردي‌ از نظر رواني‌ سالم‌ است‌ كه‌ بتواند از وضعيت‌ و موقعيت‌ اجتماعي‌ خود استفاده‌ نموده‌، از عهده‌ وظايف‌ محوله‌ به‌ خوبي‌ برآمده‌ و از انجام‌ آن‌ احساس‌ رضايت‌ و خرسندي‌ نمايد. بنابراين‌ اگر ما داراي‌ رواني‌ سالم‌ هستيم‌ بايد از بروز فشارهاي‌ مختلف‌، دلهره‌، ترس‌ بيهوده‌، تنش‌هاي‌ عصبي‌، خستگي‌ها و ناراحتي‌ها در زندگي‌ خود پرهيز كنيم‌ و در برابر نااميدي‌ها، شكستها و پيشامدهاي‌ غيرمنتظره‌ نيز هرگز سستي‌ از خود نشان‌ ندهيم‌ زيرا در هر حال‌ زندگي‌ و طبيعت‌ داراي‌ قوانيني‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها مورد پسند ما نيست‌. به‌ طور مثال‌ تعداد كمي‌ از آرزوهاي‌ جواني‌ صورت‌ حقيقت‌ به‌ خود مي‌گيرد، چيزي‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ بسيار مهم‌ است‌ طرز برخورد افراد با مشكلات‌ زندگي‌ است‌ و بهداشت‌ رواني‌ هر شخص‌ مربوط‌ به‌ اين‌ طرز برخورد مي‌باشد. ممكن‌ است‌ هيجانات‌ و فشارهاي‌ روحي‌ در زندگي‌ روزمره‌ باعث‌ بروز بيماريهاي‌ متعدد در ارگانهاي‌ مختلف‌ بدن‌ گرديده‌ و لازم‌ است‌ از آنها پيشگيري‌ به‌ عمل‌ آيد، لذا رعايت‌ اصولي‌ در پيشگيري‌ از اين‌ امر مهم‌، فوق‌العاده‌ حائز اهميت‌ است‌. اهم‌ اين‌ نكات‌ عبارت‌ است‌ از :

 

 1ـ نسبت‌ به‌ ادامه‌ زندگي‌ هرگز بي‌علاقگي‌ نشان‌ ندهيد.

 

 2ـ فعاليت‌ اجتماعي‌ خود را با تحمل‌ بدني‌ خود متناسب‌ كنيد.

 

 3ـ در مقابل‌ مصائب‌ سخت‌ و ناگوار مقاوم‌ بوده‌ و هرگز سستي‌ از خود نشان‌ ندهيد.

 

 4ـ متكي‌ به‌ خود و خداي‌ خود باشيد.

 

5ـ در تمام‌ كارها توكل‌ بر خدا كنيد و با انجام‌ فرايض‌ ديني‌ هميشه‌ به‌ ياد خدا باشيد كه‌ اين‌ امر در فرو نشاندن‌ بسياري‌ از هيجانات‌ اين‌ جهان‌ مادي‌ و معطوف‌ نمودن‌ ذهن‌ به‌ جهان‌ ابدي‌ بسيار مؤثر است‌.

 

 6ـ اميال‌ و آرزوهاي‌ خود را كنترل‌ كنيد.

 

7ـ با همه‌ افراد به‌ ويژه‌ با خانواده‌ و بستگان‌ خود با احترام‌ رفتار كنيد و هرگز درصدد توهين‌ و تحقير كسي‌ نباشيد.

 

 8ـ خندان‌ و گشاده‌رو باشيد.

 

9ـ به‌ شيوه‌اي‌ واقع‌بينانه‌ عمل‌ كنيد و از اوهام‌ و خرافات‌ برحذر باشيد.

 

 10ـ حسود و كينه‌توز نباشيد و از حسرت‌ بپرهيزيد.

 

 11ـ توقع‌ بي‌ جا و بي‌ مورد نداشته‌ باشيد.

 

 12ـ از تلقينات‌ سوء و ناهنجار اجتناب‌ كنيد.

 

 13ـ از سوء ظن‌ جداً بپرهيزيد.

 

14ـ واقع‌ بين‌ و خوشبين‌ باشيد.

 

۱5ـ از آنچه‌ انسان‌ را زياد هيجان‌ زده‌ مي‌كند بپرهيزيد.

 

16ـ انعطاف‌پذير باشيد و در برابر رفتار ديگران‌ گذشت‌ را هرگز فراموش‌ نكنيد.

 

17ـ از مبارزه‌ و مواجهه‌ با مشكلات‌ زندگي‌ هرگز نااميد نشويد.

 

 18ـ رفتاري‌ متناسب‌ با سن‌ و شخصيت‌ خود داشته‌ باشيد.

 

 19ـ به‌ اندازه‌ كافي‌ استراحت‌ نماييد و از شب‌ زنده‌داري‌ خسته‌كننده‌ بپرهيزيد.

 

 20ـ در حد اعتدال‌ غذا بخوريد و تغذيه‌ سالمي‌ داشته‌ باشيد.

 

21ـ هفته‌اي‌ يك‌ بار استراحت‌ نموده‌ و سالي‌ يك‌ ماه‌ نيز به‌ گردش‌ و تفريح‌ بپردازيد.

 

 22ـ ورزش‌ و استنشاق‌ در هواي‌ آزاد و پاك‌ را فراموش‌ نكنيد.

 

 23ـ به‌ سوي‌ طبيعت‌ برويد، زيبايي‌هاي‌ طبيعت‌ را ببينيد، به‌ آنها بينديشيد و به‌ خوبي‌ها فكر كنيد.

 

 24ـ براي‌ انجام‌ كارهاي‌ فكري‌ جاي‌ راحت‌ و خلوتي‌ را انتخاب‌ كنيد.

 

25ـ از داد و فرياد بيهوده‌ خودداري‌ كرده‌ و در مقابل‌ مسايل‌ روزمره‌ خونسردي‌ خود را حفظ‌ نماييد.

 

 26ـ وقتي‌ عصباني‌ هستيد، عصبانيت‌ خود را با يك‌ فعاليت‌ بدني‌ بيرون‌ بريزيد.

 

 27ـ از پرخوري‌ پرهيز نموده‌ و وزن‌ خود را در حد متناسبي‌ حفظ‌ نماييد.

 

 28ـ هرگز در اختلافات‌ ديگران‌ مداخله‌ نكنيد، مگر در فرصتهاي‌ مناسب‌ و در محيط‌ آرام‌ و آنهم‌ صرفاً براي‌ رفع‌ اختلافات‌ طرفين‌.

 

 29ـ مشكلات‌ عاطفي‌ خود را در سينه‌ دفن‌ نكنيد، اگر درد دلي‌ داريد با افراد مورد اعتماد به‌ درد دل‌ بپردازيد تا موجب‌ تسلي‌ خاطر و آرامش‌ شما گردد.

 

 30ـ حتي‌الامكان‌ هر مشكل‌ را حل‌ شده‌ تصور كنيد و در فرصتهاي‌ مناسب‌ در حل‌ آنها بكوشيد تا از بروز هيجانات‌ در امان‌ باشيد.

 

31ـ اگر در آنِ واحد با چند مشكل‌ مواجهيد بهتر است‌ آنها را يك‌ به‌ يك‌ حل‌ كنيد.

 

 32ـ از مراقبتهاي‌ پزشكي‌ غافل‌ نباشيد.

 

 33ـ براي‌ انجام‌ كارهاي‌ روزمره‌ برنامه‌ريزي‌ صحيحي‌ داشته‌ و از عجله‌ كردن‌هاي‌ بي‌ مورد بپرهيزيد.

 

****

 منبع: مقاله "  بهداشت رواني    " - برگرفته از وبلاگ  : http://edum.blogfa.com/
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 15:29 توسط کمیته علمی |

بیشتر ما اهل برنامه ریزی هستیم مثلا چنان چه تا به حال برای مسافرت، مراسم عروسی، میهمانی یا یك مراسم ویژه برنامه ریزی كرده باشید، می دانید كه چه كارهای زیادی باید انجام دهید ، مراحلی كه همه و همه را باید برای رسیدن به نتیجه دلخواه سر و سامان ببخشید. افراد زیادی از اهمیت برنامه ریزی برای رویدادها و اتفاقات مهم زندگی مطلعند اما اندك شمارند كسانی كه از اهمیت برنامه ریزی برای تمام زندگی خود آگاه باشند. گفته می شود كه مردم اغلب برنامه ریزی نمی كنند كه شكست بخورند، بلكه در برنامه ریزی كردن شكست می خورند. روشن است كه راه انداختن یك مراسم عروسی یا مسافرت بدون برنامه ریزی تقریباً فاجعه آمیز است، اما در مورد كل زندگیتان چطور؟!
عملاً سه راه پیش روی شماست: یا خودتان سبب روی دادن اتفاقات زندگی شوید، یا كناری بایستید و روی دادن آن اتفاقات را نظاره گر باشید و یا از اتفاق افتادن آنها گیج و مبهوت بمانید، چنانچه بخواهید كه هماهنگ و مطابق با امیال خود زندگی كنید باید در شمار آن گروه از افرادی باشید كه خود سبب پیش آمدن رویدادها می شوند. بنابراین لزوما و باید برنامه ریزی كنید. ۱۰ دلیل عمده در پی آمده شما را متوجه اهمیت برنامه ریزی در زندگی خواهد كرد.

۱) یك زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد، برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد كه بدانید به كجا قرار است بروید و چطور باید به آن جا بروید در غیر این صورت وقت خود را برای كارهایی بیهوده تلف خواهید كرد.

۲) برنامه زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد. چنانچه تاكنون رویاهایتان برای شما غیر ممكن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این دلیل بوده است كه شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نكرده اید.

۳) اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار كنید یا اجازه بدهید كه دیگران زندگیتان را كنترل كنند، بی تردید ناامید و دلسرد خواهید شد. یك زندگی برنامه ریزی شده كنترل زندگی را در دستان شما قرار می دهد.

۴) یك زندگی برنامه ریزی شده به شما آرامش می دهد. بدون برنامه دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد كه كجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

۵) یك زندگی برنامه ریزی شده ما به شما هدف می بخشد. وقتی تصمیم می گیرید كه روی برنامه زندگی كنید، یعنی قصد دارید هدفمند زندگی كنید و دیگر زندگی كردنتان، بودن خالی نیست.

۶) شور و اشتیاق حاصل یك زندگی برنامه ریزی شده است. موفقیت تحقق پیشرونده یك هدف واقعا ارزشمند است. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می كنید.

۷) یك زندگی برنامه ریزی شده به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی سبب می شود به همان شیوه ای كه دوست دارید زندگی كنید با حداقل نیاز به دیگران!

۸) یك زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شكرگزار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر فعال و آگاه هر آن چیزی خواهید بود كه خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد كه به نعمات خدا احترام می گذارید.

۹) یك زندگی برنامه ریزی شده سبب می شود ناخودآگاهتان نیز به خدمت شما در آید. با برنامه ریزی، بصیرتی در ناخودآگاهتان می كارید.

۱۰) آزادی و راحتی خیال، حاصل یك برنامه ریزی حساب شده است. چنانچه برای شكل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب كنید، واقعا آزاد خواهید بود.

http://www.daneshju.ir/forum/f377/t21454.html
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 8:5 توسط کمیته علمی |

میخوام بدونم تحلیل شما از این موضوع چیه؟ برای جواب عجله نکنید . بعدا روی ادامه مطلب بزنید !

چهار نفر بودند به نام های همه کس، هر کس، یک کس، هیچ کس، یک کار مهم در سازمان وجود داشت و بایستی انجام می شد. اما بعد از مدتی آن کار انجام نشده بود و همه کس، هرکس را به خاطر کاری که یک کس می توانست انجام دهد اما هیچ کس انجام نداده بود سرزنش می کردند. رفتار های فردی و سازمانی افراد فوق را تحلیل کنید.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 7:28 توسط کمیته علمی |

هیچیك از ما باهوشتر از همه ما نیست !!!

این عبارت به واقع اعجاز آور از دكتر «كن بلانچارد» Ken blanchard نویسنده وسخنران معروف كتابهای مدیریتی است كه اكثر صاحب نظران گستره دانش مدیریت وی را، فیلسوف مدیریت می نامند.
معنی این عبارت آن است كه: اهمیتی ندارد كه فكر من چقدر بزرگ است، هرچه كه باشد هرگز نمی تواند از مجموع اندیشه های همه اعضای یك تیم بزرگتر باشد. اگر می خواهیم بزرگترین و هوشمندترین اندیشه ممكن را داشته باشیم، تنها كاری كه باید بكنیم این است كه فكرمان را با دیگر اعضای یك تیم، یكی كنیم مثل اتصال یك سری رایانه شخصی به یكدیگر و استفاده از امكانات دیگران به صورت شبكه كه درست مثل این خواهد بود كه یك رایانه بزرگ در اختیار خواهیم داشت. به عبارتی دیگر اگر شما به دیگران فرصت فكر كردن و كاركردن را بدهید حاصل كار شما اگرچه به تنهایی كمتر نمود پیدا می كند، اما نتیجه ای كه از كار گروهی حاصل می شود در مجموع خیلی بیشتر و بهتر از كار فردی خواهد بود.
رمز موفقیت ازدیدگاه كن بلانچارد تشكیل شده ازیك كلمه Perform كه به معنی ایفای نقش كردن ویا انجام دادن كاراست. ازجمله ویژه گیهای هریك ازحروف این كلمه میتوان به مواردذیل اشاره كرد:
▪ مخفف به معنی اهداف ارزشهاPurpose and ValuesP"
▪ مخفف به معنی صلاحیت و اختیارEmpowerment E"
▪ مخفف به معنی روابط شخصی و ارتباطاتRelationship and communicationR"
▪ مخفف به معنی انعطاف پذیریFlexibilityF"
▪ مخفف به معنی عملكرد بهینه یا مساعدترین روشOptimal performance O"
▪ مخفف به معنی باز شناسی و قدردانیRecognition and AppreciationR"
▪ مخفف Morale به معنی روحیه وحس برتری جوییM"
و با كلمات فوق میتوان این جمله را ساخت كه دستیابی به عملكرد عالی نیازمند روحه برتری طلبی، تدارك اهداف روشن، توسعه مهارتها (با صلاحیت و اختیار تصمیم گیری و قابلیت انعطاف)، روحیه اقتدار تیمی (روابط بین شخصی و ارتباطات) و توجه به ویژگی های مثبت (بازشناسی و قدردانی) میباشد.
كه این خصیصه ممتاز سازمانهای متعالی هزاره سوم است. سازمانهایی كه به مشاركت و اندیشه و دانایی جمعی از كاركنان خود باور دارند. مدیریت مشاركتی در جهان امروز دیگر یك پیشنهاد نیست بلكه یك الزام برای نیل به مت تكامل وبهبود وبهره وری سازمانی است.
 
http://www.daneshju.ir/forum/f377/t17613.html
+ نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 11:25 توسط کمیته علمی |

خدایا چزا من؟
آرتور آشی Arthur Ashe قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد به بیماری ایدز مبتلا شد و دربستر مرگ افتاد.او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد.یکی از طرفدارانش نوشته بود که:"چرا خدا تو را برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟" آرتور در جوابش نوشت:
"در دنیا 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز میکنند.50 میلیون نفر یاد میگیرند که چگونه تنیس بازی کنند.500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد میگیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات میگذارند.5 هزار نفر سرشناس میشوند.50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا میکنند.4 نفر به نیمه نهایی میرسند و دونفر به فینال و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امروز هم که از این بیماری رنج میکشم نیز نمیگویم خدایا چرا من؟
+ نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 12:49 توسط کمیته علمی |

زندگی مثل چای است

گروهى از فارغ‌التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آد‌م‌هاى موفقى شده بودند، با همديگر به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضيح می‌داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت می‌کردند.
استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان‌هاى جوراجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و کاغذى (يکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاىدعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت‌ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان‌هاى قشنگ و گران‌قيمت برداشته شده و فنجان‌هاى دم دستى و ارزان‌قيمت، داخل سينى برجاى مانده‌اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان می‌خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملاً طبيعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس‌هاى شما هم همين است.
مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران‌قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند. چيزى که همه شما واقعاً مى‌خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان‌ها رفتيد و سپس به فنجان‌هاى يکديگر نگاه مى‌کرديد.
زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان‌ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص می‌کند و نه آن را تغيير می‌دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چايى که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمی‌بريم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معنى اين که همه چيز عالى و کامل است نيست. بلکه بدين معنى است که شما تصميم گرفته‌ايد آن سوى عيب و نقص‌ها را هم ببينيد.»

در آرامش زندگى کنيد، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد.

http://jalilkhani.blogfa.com/post-73.aspx
+ نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 7:8 توسط کمیته علمی |

هر توفیق بزرگی ایجاب می کند که مسئولیت بپذیرید ... در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه آدم های موفق توانایی در قبول مسئولیت است. از مایکل کوردا، سردبیر سایمون اند شوستر

موفقیت چیست
موفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست. بلکه موفقیت یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس ان. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 8:23 توسط کمیته علمی |

هفت دلیل ترک خدمت کارکنان

هرچند «اینجا ایران است» و منتقدین بسياري معتقدند نظریه پردازی های غربی کاربردی در اینجا ندارد، با این حال به نظر می رسد در شرايط زير هر فرد غير «محافظه كار» تصميم به ترك سازمان خواهد گرفت:

۱. شغل و یا محیط کار به شکلی كه ما انتظار داریم نباشد.

۲. با شغل احساس تناسب نکنیم.

۳. مافوق ما در نقش مربی ظاهر نشده و حرف ها و رفتاری که موجب بهبود ما شود نزده و از خود نشان ندهد.

۴. رشد و پیشرفت ما بسیار اندک باشد.

۵. احساس مورد توجه قرار نگرفتن و ارزیابی نادرست، به صورتی که حق ما بیش از آن بوده، به ما دست دهد.

۶. از بابت حجم کاری زیاد و بروز عدم توازن در کار و زندگی دچار تنش و استرس شویم.

۷. به مافوق و مدیران ارشد سازمان بی اعتماد و بدبين شویم.

8.افرادی که در ادارات به صورت قراردادی ( و یا قراردادهای فرا قانونی) مشغول به کار هستند و همیشه و در همه حال دچار استرس و نگرانی از تصمیمات و یا تغییرات مقامات بالا دست هستند و نهایتاَ تاب و توان تحمل این فشارها را نخواهند آورد.

به نقل از : http://hr.blogfa.com
با تشکر از آقای عسگریان که مورد 8 را پیشنهاد دادند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 7:24 توسط کمیته علمی |

9 ويژگي افراد موفق در كار و تجارت

با استفاده از تئوری فروید در رابطه با ضمیر انسان به این نتیجه می رسیم که برآورده کردن نیازهای شخصی امری کاملاً طبیعی است که مربوط به همان نفس جنسی یا شهوانی ما است. اما ما باید تصویر بزرگتر را هم ببینیم و دنبال چیز بهتر باشیم که همان فرانفس ما از دیدگاه فروید است. تصور خواهید کرد که این دو هدف کاملاً با هم متفاوت است، اما به واقع اینطور نیست. سوال اینجاست، چطور...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 6:59 توسط کمیته علمی |

روانشناسي ارتباطات زبان بدن

نويسنده: آلن پيز
مترجم: سعيده زنگنه

از ديرباز، كف دست باز نشانه‎‎ي حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قرار دادن كف دست بر روي قلب صورت ميگيرد و زماني كه شخصي در حال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان ميكند؛ كتاب مقدس را در دست چپ ميگيرد و كف دست راست را براي مشاهدهي حضار بالا ميبرد.

    در برخوردهاي روزمره، مردم از دو حالت اساسي...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 9:1 توسط کمیته علمی |

از «فورد» ميلياردر معروف آمريكايي و صاحب يكي از بزرگترين كارخانه هاي سازنده انواع اتومبيل در آمريكا پرسيدند: اگر شما فردا صبح از خواب بيدار شويد و ببينيد تمام ثروت خود را از دست داده ايد و ديگر چيزي در بساط نداريد، چه مي كنيد؟
فورد پاسخ داد: «دوباره يكي از نيازهاي اصلي مردم را شناسايي مي كنم و با كار و كوشش، آن خدمت را با كيفيت و ارزان به مردم ارائه مي دهم و مطمئن باشيد بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»

برگرفته از ماهنامه نفت پارس شماره 33
+ نوشته شده در جمعه 10 فروردین1386ساعت 7:32 توسط کمیته علمی |

1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود.

 

كليدواژه

سؤ مديريت؛ اشتباهات مديران؛

منبع

روزنامه همشهري، شنبه 25 شهريور 1385، سال چهاردهم، شماره 4085، ص 21

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 5:18 توسط |

واژۀSuccess در فرهنگ نامه های معروف چنین ترجمه شده است:
Oxford:
1:accomplishment of an aim; favourable outcome.
2:attainment of wealth, fame, or position.
3: successful thing or person.
4:doing or getting what you wanted
5:somebody or something that does well or that people like a lot.

Webster:
1:accomplishment of a purpose
2:one who has prospered or won high standing

Babylon:
كاميابي‌، موفقيت‌، پيروزي‌، نتيجه‌، توفيق‌، كامروايي

تعریف هدف: به آن دسته از دانایی ها و آگاهی ها که روند فعالیت ها و نتیجه آن را برای فرد و سازمان در آینده مشخص می کند، هدف گفته می شود.

استاد حلت: موفقیت تقدیم به همه کسانی است که منتظر دیگران نمی مانند و با اندیشه های سبز و قدرتمندشان هر آنچه را که می خواهند به دست می آورند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:42 توسط کمیته علمی |

يک شخص نا محدود در صد در صد اوقات برنده است.براي برنده تمام وقت شدن بايد اين انديشه را پذيرفت که برنده شدن مستلزم وجود بازنده نيست.اگر ارزش شخص به جاي معياري بيروني ،بر درون استوار باشد مجبور نيست ديگري را شکست دهد تا برنده شود.شخص از درون هدايت شده تنها به اين دليل که ديگري در يک روز معين داراي مهارت هايي بيشتر از او بوده به خود بر چسب بازنده نمي زند.
اگر به ذهن خود بسپاريد که نظر دروني شما يک انتخاب شخصي است،مي توانيد اين فلسفه را بپروريد که هر چه هستيد برنده ايد بدون اينکه ابدا خود را فريب دهيد.
اولين گام در راه پرورش نظريه برنده بودن در صد در صد اوقات اين است که اين انديشه را رها کنيد که در مسابقات معين مي توان به اشخاص بر چسب برنده و بازنده زد.نظريه برنده کامل بودن آن است که اجازه مي دهد خودتان را در همه اوقات برنده پنداريد که در اين حال جا براي رشد باقي مي گذارد.چون نتوانستيد به هدفي که مي خواستيد دست يابيد مجبور نيستيد به ديگري بنگريد تا ببينيد چه نوع انساني هستيد .هرگز ضرورتي ندارد که براي تعيين ازرش خود مقايسه اي به عمل آوريد.
نکته مهم اين است که هر کاري که بکنيد فرصتي است تا به خودتان به چشم برنده بنگريد
هيچکس نمي تواند ديگري را در تمام اوقات شکست دهد،اما هر کس مي تواند از هر کاري برنده بيرون آمده هم چنين مهارتهاي بيشتري کسب نمايد،به شرط آنکه در درون، خودش را برنده پندارد.
هر گاه که به تغيير چيزي در وجود خويش علاقه مند شديد اين سه پله را بايد طي کنيد تا اين تغيير جزيي از خويشتن تازه شما گردد:
- فکر کردن همچون يک برنده تمام وقت
يک برنده دايم مي داند که انسان از شکست نيز به اندازه پيروزي چيز مي آموزد.و هيچ چيز ذر زندگي ارزش آن را ندارد که حال آدم را خراب کند.
-احساس کردن همچون يک برنده تمام وقت
احساس برنده تمام وقت بودن حتي در بدترين شرايط نيز امکان دارد.شخص نا محدود مي داند که احساس بد داشتن و افسردگي، اتلاف لحظات با قيمتي است که در زندگي در اختيار دارد از اين رو هيچ موقعيتي ارزش آن را ندارد که شخص راکد شده يا رنج بکشد.
-داشتن رفتاري همانند برنده صد در صد اوقات
به عنوان يک برنده تمام وقت بايد خود را به صورت هدف ببينيد نه وسيله .خودتان را همچون يک شخص تمام و کامل ،شخصي که به صرف وجود داشتن داراي ارزش ذاتي است بنگريد،نه اينکه مجبور باشيد از طريق دستاورد ها و موفقيت ها ارزش خويش را به اثبات رسانيد.

برگرفته از کتاب زنده باد خودم!
نوشته وين داير
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:41 توسط کمیته علمی |

رویاهایی داریم.یکی از آرمانهای خود را در نظر آورید. شاید رویایی باشد که به فراموشی سپرده شده یا از آن دست کشیده اید.
اگر آن رویا امروز زنده بود زندگی شما چه شکلی به خود می گرفت؟
حالا لحظه ای به رویا هایتان بیندیشید و به اینکه حقیقتاً در زندگیتان چه میخواهید . به اعمال خود فکر کنید.
اعمالی مهم است که انجام می دهید نه آنهایی که گاهی انجام می دهید.
و عامل بوجود آورنده همه اعمال کدام است؟
نهایتاً چه عاملی جهت زندگی ما و این را که « در آینده که خواهیم شد؟ » تعیین می کند؟
پاسخ روشن و مشخص است:
(( تصمیم ما))
این تصمیمات ما،نه شرایط زندگی ماست که سرنوشت مارا تعیین می کند.
قدرت یک تصمیم ساده را که بموقع و با عزمی راسخ به آن عمل می شود دریابید.
در وجودهمه مانیروهایی درونی به ودیعه گذاشته شده که مارا قادرمیکند به رویاهایمان و حتی چیزی بیشتر از آن جامه عمل بپوشانیم.
یک تصمیم می تواند دریچه های زندگی ما را به روی اندوه یا شادی، سعادت یا تنگدستی، مصاحبت یا تنهایی ، و عمری طولانی یا مرگی زودرس باز کند.
از شما می خواهم امروز تصمیمی بگیرید که کیفیت زندگی شما را بلافاصله دگرگون کند، یا آن را بهبود بخشد. کاری را انجام دهید که آن را به تأخیر انداخته بودید .فقط این را بدانید که هر تصمیمی عواقبی به دنبال دارد. حتی هیچ تصمیمی نگرفتن هم ، نوعی تصمیم گرفتن است.
چه تصمیماتی گرفته اید یا در گذشته نگرفته اید که امروز شدیداً زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟
کنترل حوادث زندگی همیشه امکان پذیر نیست، ولی همواره می توانیم واکنش هایی را که در برابر آنها نشان می دهیم و اعمالی را که به دنبال آن انجام می دهیم کنترل کنیم.
اگر می خواهید در زندگی خود تغییری ایجاد کنید همین حالا در مورد اینکه چطور می خواهید آنرا تغییر دهید تصمیم بگیرید.
هر قدر تعداد تصمیم هایی که می گیرید بیشتر باشد در انجام آن ها بهتر عمل خواهید نمود. توان تصمیم گیری هم مثل ماهیچه های بدن با به کارگیری هر چه بیشتر قدرتمند تر می شود.
همین امروز در مورد موضوعاتی که به تأخیر انداخته اید تصمیم گیری کنید. فوراً اولین اقدام را برای تحقق آنها انجام دهید و فردا دومین مرحله را دنبال کنید. با این کار قدرتی را در خود ایجاد می کنید که می تواند کل زندگی شما را دگرگون کند. ما باید به جای اینکه از اشتباهاتمان در عذاب باشیم از آنها درس بگیریم.وگرنه محکومیم که در آینده هم خطاهایمان را تکرار کنیم.
اگر کشتی شما موقتاً به گل نشسته به یاد داشته باشید که هیچ شکستی در زندگی دائمی نیست.تنها نتایج باقی می مانند.به جمله زیرتوجه کنید:
موفقیت ناشی از قضاوت صحیح است. قضاوت صحیح ناشی از تجربه است. و تجربه اغلب ناشی از یک قضاوت نادرست است.
از آخرین اشتباه خود چه درسی گرفته اید که بتوانید از آن برای بهبود زندگی امروز خود استفاده کنید؟
موفقیت وشکست معمولاًٌناشی ازیک رویدادواحدنیست.شکست می تواند حاصل یک غفلت از یک تصمیم گیری به موقع دربرقراری تماس تلفنی و یا کوتاهی در پیمودن راهی اضافه تر و یا ..... باشد.
اقدام ساده ای که امروز می توانید با انجام آن یک حرکت جدید به سوی موفقیت را در زندگی تان آغاز کنید چیست؟
تحقیقات همواره نشان داده اند که افراد موفق معمولاً سریع تصمیم می گیرند و موقعیت های کاملاً حساب شده را به ندرت از دست می دهند و بر عکس افرادی که شکست می خورند معمولاً به کندی تصمیم می گیرند و زیاد تغییر عقیده می دهند.هر گاه تصمیمی منطقی گرفتید ، آنرا از دست ندهید.
هیچ عذری پذیرفته نیست. همین حالا تصمیم بگیرید تا در زندگی خود تغییر ایجاد کنید و به آن عمل کنید.
تنها محدودیتی که در راه رسیدن به آنچه می خواهید برای شما وجود دارد میزان تونایی شما در دقت تعیین آن چیزی است که می خواهید . حال بیایید به شفاف سازی رویاهایتان بپردازید و طی چند روز آینده با ایجاد یک برنامه ریزی از دستیابی به آنها اطمینان حاصل کنید و جمله زیر را هرگز فراموش نکنید :

« برنده درکنارمشکل راه می بیند.بازنده درکنار راه مشکل می بیند»

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3:40 توسط کمیته علمی |